بازیابی اعتماد بین زوجین بعد از خیانت

یکی از سوال های اساسی زوجین پس از مراجعه به رواندرمانگر برای بازسازی روابط بعد از خیانت، این است ” آیا من می توانم به فردی که بعد از این همه مدت فهمیدم می تونه به من این همه دروغ بگوید ، اعتمادکنم؟”

خیانت به اعتماد فرد خیانت دیده ضربه مهلکی وارد می کند ، فرد آسیب دیده طیفی از علائم افسردگی مثل بی خوابی، تا PTSD، شوک یا دست زدن به اقدامات تکانشی را نشان می دهد.

از اینجا شروع کنم که چرا خیانت آسیب زاست و بحث اعتماد بین زوجین را به فنا می دهد.

اولین علتی که خیانت ، به اعتماد فرد آسیب می زند این است که خیانت غیر قابل انتظار است. معمولا در ازدواج یک پیش فرض پنهانی وجود دارد به نام تعهد، که حتی اگر قبل از ازدواج می دانستیم که این فرد ممکنه چنین کاری را انجام دهد باز هم انتظار خیانت، نداریم. پس اولین علت ضربه زنندگی خیانت به اعتماد فرد آسیب دیده این است که ما با این پیش فرض ازدواج نکرده ایم. دومین علت این است که خیانت سرمایه روانشناختی فرد آسیب دیده مانند خوش بینی، امیدواری و خودکارآمدی را به هدرمی دهد. سومین علت این مساله است که خیانت سرمایه اجتماعی یک زوج را به هدر می دهد و همسر خیانت دیده را دچار ورشکستگی عاطفی می کند. علت چهارم و مهم ترین آن رویارویی فرد آسیب دیده با پدیده طرد شدن و آسیب دیدن نیاز اساسی به تعلق خاطر است. زیرا ارزیابی همسر آسیب دیده این است که همسرش از دقیقه ای، ساعتی تا سال ها او را به کس دیگری ترجیح داده است و او را کنار گذاشته است. آخرین علتی که در این بحث به آن اشاره خواهیم کرد، روبه رو شدن فرد خیانت دیده با یکسری هیجانات منفی مثل خشم، شرم، حقارت، خجالت، کینه توزی، ناامیدی، اضطراب، غم و تنهایی است.

بعد از خیانت، معمولا فرد خیانت دیده راهکارهایی را در پیش می گیرد که بیشتر به اعتماد بین زوجین آسیب می زند و زنگ خطری برای برگشت ناپذیری اعتماد مجدد است.

اولین واکنش فرد آسیب دیده بعد از خیانت و از بین رفتن اعتماد، گوش به زنگی است. حساسیت به کوچک ترین رفتارها وحرکات همسرکه کم کم فرد آسیب دیده را مستعد وسواس می کند.

دومین راهکارآسیب زا، ورود به فاز قربانی گری و تقدیرگرایی است . فرد آسیب دیده به این باور می رسد که سرنوشت اینگونه نوشته شده و حاضر نیست سهم خود را در ایجاد و تداوم مشکل بپذیرد. سومین راهکار بحث رشوه گیری یا باج خواهی کردن است. وقتی فرد وارد این فرایند می شود یعنی اعتماد من از دست رفته و باید برای این اعتماد ازدست رفته به من غرامت بدهی، یعنی من در زندگی بعد از خیانت، به جای اعتماد با تو معامله می کنم.  آخرین راهکار اقامه دعوی است. بدین منظور که فرد آسیب دیده وارد این فضا می شود که یک قاضی، وکیل یا روانشناس باید بین ما قضاوت کند.

این راهکارها نه تنها باعث بازیابی اعتماد نمی شود بلکه باعث تخریب اعتماد می شود و بازیابی اعتماد را به خطر می اندازد. رفتارهایی مانند خیانت، خودکشی و اعتیاد، راهکارهایی هستند برای مشکلاتی که فرد توانایی حل آن را نداشته است.

پس ما از شما می خواهیم که اگر بعد از این مشکل در زندگی خود، خواستار ادامه زندگی شدید، قبل از تصمیم به انجام راهکارهای خودسرانه و نادرست از یک روانشناس مجرب کمک بگیرید.

 

مائده علی اکبری، رواندرمانگر