روان درمانی معنوی

معرفی درمان معنوی

در این مطلب قصد دارم درمان توحیدی، همه جانبه و بومی منطبق با ارزش­های اسلامی را که توانسته اثربخشی بالایی را نشان دهد و عود درمانی را از بین ببرد، معرفی نمایم. مدل درمانی چندبعدی معنوی، برای افرادی با علائم بالینی افسردگی یا سوگ، مانند غم، بی­لذتی، دلتنگی، ناامیدی، تحریک­پذیری و یا اضطراب، استرس و نگرانی­های موقعیتی یا وجودی و همچنین برای افزایش بهزیستی و تعادل و تعالی روانشناختی در تمام ابعاد وجودی برای تمام افراد، مناسب است. این درمان برای مراجعان دارای سطوح متوسطی از معنویت و مذهب و یا برای مراجعانی بدون این معیارها، در صورتی­که تمایل داشته باشند از درمان معنوی استفاده کنند، قابل اجراست و کاربرد دارد. این درمان از یافته­های تحقیقاتی برگرفته از منابع اسلامی تهیه شده و در قالب درمان چندبعدی معنوی تنظیم شده و در اجرا از تکنیک­های شناختی­رفتاری و فراشناختی مؤثر جدید استفاده کرده است. این درمان نگرش چندبعدی به انسان دارد، و بر هر هفت وجه شناختی، عاطفی، بین فردی، حسی، تجسمی، رفتاری و فیزیولوژیکی با نگاه طبیعی و معنوی تمرکز دارد. هدف اصلی درمان، رسیدن به تعادل و تعالی­ است. برای رسیدن به زندگی متعالی، شکل­دهی به اعمال معنادار، هدفمند و ارزشمند اهمیت دارد. این درمان با اتصال به یک نظام فکری توحیدی و ایجاد پشتوانه و منبع حمایتی پایدار، امکان توحیدیافتگی شخصیت، و ایجاد اعمال متعادل و متعالی، صبر و شکر را فراهم کرده و درنهایت موجب کاهش چشمگیر علائم افسردگی، اضطراب، افزایش سطح تحول روانی-­معنوی، پیشگیری از عود، آرامش عمیق و رضایت پایدار می­شود. در این مسیر، ارتباط گرفتن با خدای واقعی، خود­واقعی و مراقبت از اعمال در راستای رسیدن به اهداف ارزشمند، در دستور کار قرار می­گیرد­.

عده­ای از متخصصان عوامل زیستی را در این حال بد مؤثر می­دانند و درمان­های دارویی را پیشنهاد می­کنند. عده ای تعارض­های والدینی و سبک­های تربیتی و عوامل گذشته را علت حال بد شما می­دانند. عده­ای مشکلات اجتماعی، محیطی و فرهنگی فعلی را علت می­دانند. و روانشناسان شناختی افکار و شناخت­های غلط را علت اصلی می­دانند.

ما معتقدیم انسان یک موجود چندبعدی است و همه­ی این عوامل بر هم تأثیر می­گذارند. ما در درمان چندبعدی معنوی می­گوییم که انسان یک منشور هفت وجهی با دو بعد اصلی طبیعی و معنوی(ماورالطبیعه) است. این دو بعد مکمل هم هستند و با همدیگر وحدت دارند. اما بعد معنوی اصلی­تر و مهم تر است، چرا که ما تمام مصائب و مشکلات را در بعد معنوی احساس می­کنیم و تحقیقات جدید نشان می­دهد که مکانیزم­های معنوی بر افسردگی و اضطراب تأثیر زیادی دارد. عده­ای از روانشناسان اذعان دارند که تمایل اصلی و هسته­ای در تمام انسانها جستجوی امر قدسی است و در تمام انسانها در هر سنی با شکل های متفاوت، جستجوی این عامل، مهمتر از بقیه است و  فقدان معنویت، واسطه­ی مشکلات زندگی و اختلالات روانشناسی است. آگاهی و فعال بودن این بعد از ما می­تواند سایر ابعاد ما را نیز تحت تاثیر خود قرار بدهد. تفاوت افراد در بعد معنوی، می‌تواند موجب تفاوت‌های بسیار گسترده‌تر در سایر ابعاد روانی و اجتماعی بشود. از طرفی معنویت میتواند،احساس بی­معنایی و بی­هدفی و پوچی که ما تجربه می­کنیم را اصلاح کند و به زندگی ما معنا ، هدف و ارزش بدهد. معنویت،ساختگی نیست و اصیل و واقعی است. بنابراین تمایل اساسی به قدرت برتر و عامل قدسی در سیستم همه­ی انسان­ها می­تواند به همه­ی ابعاد وجود وحدت دهد و فقط باید اکتشاف شود و به آن توجه شود.

معنویت مثل سقفی است که همه ابعاد زندگی ، زیر آن جا می‌شوند و رنگ و بوی معنوی می­گیرند. بدون داشتن معنویت، افراد در دریایی متلاطم و خروشان، بدون هدفی مشخص و دستاویزی محکم، سرگردان شده و با امواج و تجارب مختلف زندگی بالا و پایین می­شوند و درنهایت، دچار غم، بی­لذتی، اضطراب و ناامیدی می­شوند. عده­ای از روان­شناسان اعتقاد دارند که هر گونه معنویتی می­تواند به شما کمک کند. مثلا عشق به همسر، خانواده، ارزشهای شخصی و …………….. . اما ما در این مدل درمان اعتقاد داریم، معنویت و داشتن معنا در زندگی بدون ارتباط با مبدا و مقصد هستی به دست نمی آید. معنویت خداسو مطمئن­ترین، واقعی­ترین و سریعترین مسیر بهبودی است. معنویتی که از عشق به خدا و خالق انسان سرچشمه می­گیرد و به تمام زندگی و ادراکات ما جهت خدایی میدهد و معنا و هدفی خداسو به اعمال ما میدهد، می­تواند ما را به تعادل و تعالی برساند. موضوع­های معنوی دیگر محدود و موقت­اند و نمی­توانند به همه­ی ابعاد زندگی انسان جهت بدهند. “

در نتیجه با در نظر گرفتن معنویت خداسو ما متوجه می­شویم که انسان دو فضای ادراکی دیگری را غیر از خود و هستی تجربه می­کند که چه بسا پایه ای تر هم باشد. اگر خدا موضوع عشق انسان قرار بگیرد، هدف اصلی زندگی، بازگشت به منبع اصلی آرامش یعنی خداست. ادراک ما از فضای ادراکی مبدا(خدا) و معاد(بازگشت بعدی به خدا) و از آغاز و پایان زندگی(از استارت و استاپ ما)، ادراکات ما از ماهیت خود و هستی را تحت تأثیر قرار می­دهد و اعمال ما را شکل می­دهد.

از سویی مطابق با آیات قرآن، خدا انسان را به نیکوترین و متعادل­ترین شکل آفریده است و یک نظام تشخیص­گر درونی بنام عقل فطری و طبیعی درون این سیستم خلق کرده که مرکز کنترل و تنظیم، منبع آگاهی و هسته اصلی سیستم ماست[۱]. عقل طبیعی از ابتدا منظم و تسویه است و توانایی ادراک و تشخیص درست از غلط را دارد. یعنی می‌تواند تشخیص درست از نادرست بدهد و خودش را با استفاده از پیام­رسان­های هیجانی، تنظیم کند[۲]. البته این نیروی هدایت­گر درونی که خداسو است و جهت خدایی دارد، در سیستم انسان نیاز به مراقبت دارد تا تسویه و متعادل باقی بماند[۳]. بنابراین نجات عقل، اصلاح ادراکات تحریف شده در برابر مبدأ، معاد، هستی و خود و شکل دهی به اعمال معنادار ، ارزشمند و هدفمند و مراقبت از آن از تکنیک های مؤثر در این مدل درمانی است.

 

 

جلسات هدف و منطق جلسه مکانیزم درمانی
جلسه ۱ زمینه سازی برای درمان بینش افزایی و فرمول­بندی مشکل مراجع در مدل درمانی چندبعدی معنوی
جلسه ۲ فعال کردن عقل طبیعی

 

اعتماد به تشخیص سیستم درونی

آشنایی با سیستم متعادل انسان

آشنایی با آسیب پذیری انسان و نیاز انسان به مراقبت از خود

جلسه ۳ اکتساب بازخورد توحیدی فعال کردن عقل خداسو

اصلاح ادراک از مبدأ(تبدیل خداپنداره به خداپنداشت).

هشیاری نسبت به نیت اعمال

جلسه ۴ کسب استقلال اعتباری و ارزشمندی

 

هشیاری نسبت به خالقیت، ربوبیت و مالکیت الهی

هشیاری به خودپنداره و ارتباط گرفتن با خودپنداشت

فعالسازی نیت خداسو در اعمال

جلسه ۵ استحکام بخشی به تکیه­گاه و

مراقبت از سوی عقب در مبحث چهارسوی معنوی

 

اکتساب باورهای یقینی در مورد خداتکیه­گاهی، خدا اسنادی، خدا یاوری

بازسازی گذشته

خداآگاهی

رسیدن به توکل و آرامش

جلسه ۶ تنظیم نظام ارزشی و

مراقبت از سمت راست در چهارسوی معنوی

یافتن شاخص ارزیابی عمل( انتخاب بر اساس ارزش­های توحیدی)

شناسایی عمل معنوی(الگوی عمل سالم)

اجتناب از افراط و سخت­گیری­ها

کمک به تصمیم گیری و رهایی از تردید ها و تعارض ها

مدیریت زمان

جلسه ۷ تنظیم هیجان و مراقبت از سمت چپ در چهارسوی معنوی

 

 

تجربه­ هیجانات مثبت

مدیریت ارادی عمل

فعالسازی رفتاری

مدیریت لذت

جلسه ۸ تنظیم هدفمندی و مراقبت از سمت جلو در چهارسوی معنوی

 

بازسازی شناختی  نسبت به دنیا،  مرگ و آخرت

تصمیم گیری، فعالسازی رفتاری و حرکت در راستای اهداف ارزشمندِ هیجان انگیز

مدیریت انتظارات و آرزوها

امیدواری و معنادهی به عمل

جلسه ۹ تنظیم رغبت تداوم حرکت در راستای اهداف ارزشمند

تعادل هیجانی

اصلاح جهت­گیری سرمایه­گذاری و سرمایه­زدایی نسبت به موضوعات

جهت­دهی معنوی به اعمال

فراروی از مادیت، منیت و موقعیت در تجربه­ها

تکنیک بخشش(تسویه­ی سیستم روان از انسان­های دیگر)

جلسه ۱۰ پذیرش خداسو(صبر) مفهوم سازی مجدد ناخوشایندها

یادگیری شیوه جدید پردازش تجربه ها

خیر­­باوری و پذیرش

صبر و تاب­آوری

جلسه ۱۱ ارتباط گرفتن با نعمت (کانکت شدن با داشته­ها) بینش افزایی

یادگیری شیوه جدید پردازش خوشایندها

انگیزش

آشکارسازی زبان تشکر

تقویت رضایت، شکر و شادکامی

جلسه۱۲ بررسی کیفی اثربخشی درمان و

پیشگیری از عود

 

بازخوردگرفتن از مراجع و بینش­دهی به تغییر ایجادشده

ارتباط گرفتن دائمی با خدا با تنظیم برنامه ذکر و استغفار

حفظ تعادل و تعالی بخشی

 

جمیله محمدی

دکتری روانشناسی – درمانگر معنوی

مرکز مشاوره و خدمات روانشناسی حال خوب

 

[۱] تین ۴: لقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ»[۱]؛   الانفطار، ۷: الَّذی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَک‏؛    شمس، ۷ وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها

[۲] شمس، ۸: فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها

[۳] شمس، ۹ و ۱۰: قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها، وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها