درمان خانواده محور اختلال دو قطبی

دکتر فاطمه فروزش یکتا، روان شناس بالینی

اختلال دوقطبی یک بیماری عود کننده و مزمن است که باید آن را یک مشکل خانواده و نه فقط فرد مبتلا دانست. یک دوره اختلال دوقطبی، اتفاقی بسیار استرس زا برای بیمار و خانواده اوست. حتی بیمارانی که درمان دارویی می شوند با احتمال عودهای مکرر، مشکل در ادامه دادن به کار و شغل خود و حفظ روابط با اعضای خانواده و اطرافیان مواجه هستند. رفتارها و احساسات افراد مبتلا به اختلال دوقطبی روی همه اعضای خانواده اعم از پدر و مادر، خواهران و برادران، همسر و فرزندان تاثیر می­گذارد. هر چه مدت زمان بستری شدن در بیمارستان کوتاه تر می­شود و بیماران در وضعیت بالینی بی­ثبات مرخص می­شوند، تحمیل فشار بر خانواده بیشتر می­شود. در  این شرایط، اعضای خانواده نیاز به حمایت، آموزش و راهنمایی برای کنار آمدن با فزار و فرودهای بیماری دارند.

موضوع مهم دیگر، اثرات محیط خانوادگی بر دوره های این اختلال است. بیماری که از بیمارستان به محیط پرتنش خانوادگی برمی­گردد در معرض خطر بالاتری برای عودهای بعدی اختلال قرار دارد. خانواده های پرتنش، خانواده هایی هستند که نگرش های انتقادی، خصومت یا دخالت عاطفی بیش از حد نسبت به بیمار دارند، ابراز احساسهای منفی مثل عصبانیت و خصومت در آنها زیاد است و بیش از اندازه با هم مشاجره و بحث می­کنند. از سوی دیگر بیمارانی که در چنین خانواده هایی زندگی می کنند، نسبت به آنهایی که در خانه های آرام و کم مشاجره زندگی می کنند، عملکرد اجتماعی ضعیف­تری دارند.

استفاده از درمان خانوادگی در ترکیب با درمان دارویی و درمان روانشناختی یا روان درمانی تاثیر زیادی در بهبود بیماران دارد.

شش هدف درمان خانواده محور اختلال دو قطبی

هدف اول : کمک به بیمار و خانواده برای اینکه درک یکسان و درستی از ماهیت اختلال و ویژگیهای اساسی آن داشته باشند، تجربه های افسردگی و مانیا یا شیدایی را درک کنند و جدی بودن بیماری را بپذیرند.

هدف دوم: اکثر بیماران و خانواده ها بعد از یک دوره بیماری فکر می کنند همه چیز به حال عادی برگشته و بیماری دیگر برنمی­گردد. هدف دیگر این درمان، کمک به بیماران و خانواده های آنها در پذیرش آسیب پذیری نسبت به عود بیماری و آمادگی برای درمان بلند مدت است. با دانستن این موضوع و داشتن آمادگی برای عود دوره های بعدی، مدیریت آنها برای بیمار و خانواده، آسان تر می شود.

هدف سوم: کمک به بیمار و خانواده او در پذیرش داروها و تبعیت بلند مدت از دارودرمانی است. اکثر بیماران بعد از یک دوره حاد و خوردن دارو می پرسند چرا وقتی خودم و خانواده مشکلی نداریم، باید دارویی مصرف کنم که عوارض جانبی دارد؟ حدود ۴۰ درصد افراد مبتلا به دوقطبی، ظرف دو سال داروها را کنار می­گذارند و این موضوع معمولا دلیل بسیاری از مشاجرات با اعضای خانواده است. آگاهی از خطرات قطع دارو و کمک به بیمار و خانواده او در پذیرش احساست مربوط به درمان بلندمدت دارویی از اهداف درمان خانواده محور است.

هدف چهارم: تمایز بین شخصیت بیمار و اختلال دوقطبی بسیار مهم است. بیماران و بخصوص خانواده ها باید از تعمیم بیش از حد همه رفتارهای فرد به اختلال دوقطبی پرهیز کنند. افراد مبتلا به اختلال دوقطبی می­توانند با وجود بیماری، دوره ای سلامتی را تجربه کنند و مسئول رفتارهای خود هستند و نباید علت همه رفتارهای آنها را اختلال دوقطبی دانست. در این درمان به بیماران و خانواده ها کمک می شود راهی برای تشخیص خصوصیات شخصیتی پایدار فرد پیدا کنند و آنها را از نشانه های هشدار دهنده عود بیماری متمایز کنند. می­توان با وجود اختلال دوقطبی، زندگی شاد و خلاقانه داشت.

هدف پنجم: یادگیری علائم عود دوباره دوره شیدایی و افسردگی از عوامل بسیار مهم مدیریت بیماری است. بیماران دوقطبی و خانواده های آنها اغلب هماهنگی بین رویدادهای زندگی و نشانه های عود را تشخیص نمی­دهند. اتفاق های استرس زای زندگی در تعامل با آسیب پذیری زیستی برای مثال سیستم اعصاب مرکزی که به تغییر چرخه خواب و بیداری بسیار حساس است، موجب عود دوره های شیدایی می شود. یکی از اهداف درمان خانواده محور، بالا بردن هشیاری افراد در مورد رویدادهای استرس زا در زندگی بیماران و خانواده ها و مدیریت آن است.

هدف ششم: کمک به بازسازی روابط خانوادگی بعد از دوره اختلال از دیگر اهداف درمان است. در مرحله مانیا، مشاجرات با خانواده معمولا در مورد خودبزرگ بینی، خصومت و انکار اختلال و انکار دائمی در مورد مصرف داروست. اعضای خانواده هم ممکن است به نوبه خود با انتقاد بیش از حد واکنش نشان دهند. در دوره افسردگی، اعضای خانواده در ابتدا سخت تلاش می کنند به بیمار کمک کنند اما وقتی می بینند تاثیری ندارد عصبانی می شوند و کنار می کشند. این مشاجرات خانوادگی، سبب بخش اعظمی از تنش ها و اضطرابهای اعضای خانواده می­شود. تمرکز اصلی درمان خانواده محور اختلال دوقطبی بر ترغیب بیمار و خانواده برای افزایش ارتباطات صمیمانه خانوادگی و مهارتهای حل مساله است. وقتی اعضای خانواده بتوانند به یکدیگر گوش بدهند و بازخوردهای مثبت و منفی را به شکل سازنده به هم ارائه دهند، روابط بین آنها تغییر می کند و با ایجاد تعادل قدرت، همراهی های سالم تری به وجود می آید و در نتیجه خانواده هایی که قبلا بیش از تدافعی بودند، در دوره اختلال، حمایت کننده تر می شوند وو به سازگاری بیمار با رژیم دارویی کمک می­کنند.

برنامه درمان خانواده محور اختلال دوقطبی

فاز آموزش روان شناختی: درک ماهیت اختلال، علل و پیامدهای آن

فاز تمرین ارتقای ارتباط: بازسازی روابط اعضای خانواده بعد از دوره حاد بیماری

فاز تمرین حل مساله: تمرین راه حل های موثر و کارآمد برای اختلافات و مشکلات

۱۲ جلسه هفتگی (۶ جلسه دو هفته یک بار و سه جلسه ماهانه)، در مجموع ۲۱ جلسه که در ۹ ماه دوره پیگیری مراقبت سرپایی بیمار بعد از یک دوره جدی مانیا یا افسردگی برگزار می شود.

 

منبع: اختلال دوقطبی، رویکرد درمانی خانواده محور، دیویدجی، میکلوویتز، ترجمه مریم صف آرا، ابولفضل بهرامی و زینب بهرامی، انتشارات دانشگاه الزهرا ، ۱۳۹۷

دکتر فاطمه فروزش یکتا

دکتر فاطمه فروزش یکتا

روانشناس بالینی - مشاوره فردی

مشاوره خانواده - مشاوره ازدواج - زوج درمانی