اختلالات تجزیهای به گروهی از اختلالات روانشناختی اطلاق میشود که با گسست در عملکردهای ذهنی همچون هویت، حافظه، آگاهی و ادراک محیط همراه هستند. این گسست میتواند بهصورت ناگهانی یا تدریجی رخ دهد و ممکن است گذرا یا مزمن باشد. افراد مبتلا به این اختلالات معمولاً دچار تغییرات ناگهانی در شخصیت، هویت یا خاطرات خود میشوند که میتواند تأثیر قابلتوجهی بر زندگی روزمره آنها داشته باشد.
یکی از شناختهشدهترین مثالهای اختلال هویت تجزیهای (Dissociative Identity Disorder – DID)، مورد “بیلی میلیگان” است. بیلی میلیگان فردی بود که به دلیل ارتکاب چندین جرم در دهه ۱۹۷۰ مورد بررسی روانشناختی قرار گرفت. پزشکان تشخیص دادند که او دارای ۲۴ شخصیت مجزا است که هر کدام نام، رفتار، مهارتها و ویژگیهای خاص خود را داشتند. برخی از این شخصیتها کودک، برخی زن، و برخی خشونتطلب بودند. او به دلیل این اختلال، در دادگاه از مسئولیت کیفری معاف شد، زیرا اثبات شد که در زمان ارتکاب جرم، کنترل اعمال خود را نداشته است. این پرونده، یکی از معروفترین نمونههای بالینی اختلالات تجزیهای است.
ازجمله مهمترین انواع این اختلالات میتوان به اختلال هویت تجزیهای، یادزدودگی تجزیهای و اختلال مسخ شخصیت یا مسخ واقعیت اشاره کرد. در این مقاله، به بررسی این اختلالات، علل بروز و نشانههای آنها میپردازیم.
فهرست مطالب این مقاله
Toggleبررسی انواع اختلالات تجزیهای
اختلالات تجزیهای در طبقهبندیهای روانپزشکی شامل چند نوع اصلی هستند:
1) اختلال تجزیهای هویت (Dissociative Identity Disorder – DID):
اختلال هویت تجزیهای (Dissociative Identity Disorder) که پیشتر با نام اختلال چند هویتی شناخته میشد، نوعی اختلال روانی است که در آن فرد دارای دو یا چند هویت یا شخصیت مجزا میباشد که هر یک دارای ویژگیها، افکار و یادآوریهای مخصوص به خود است. این هویتها ممکن است در زمانهای مختلف بر فرد تسلط یابند و باعث شوند که او کنترل خود را بر رفتار و احساساتش از دست بدهد.
علائم این اختلال شامل فراموشیهای ناگهانی (مانند فراموشی از هویت یا وقایع مهم در زندگی)، ناپایداری در شخصیت و رفتار، و احساس جدایی از خود و محیط اطراف است.
بر اساس تحقیقات، اختلال هویت تجزیهای معمولا نتیجه تجربیات تروماتیک در دوران کودکی، مانند سوءاستفادههای جسمی یا عاطفی، بیتوجهی عاطفی، و دیگر آسیبهای روانی میباشد. به عبارت دیگر، این اختلال به عنوان یک مکانیزم دفاعی در برابر درد و رنجهای حاد شکل میگیرد.
علائم و نشانه ها:
- وجود دو یا چند هویت یا شخصیت مجزا.
- تغییرات در هویت، شامل احساسات، رفتارها و ویژگیهای شخصیتی متفاوت.
- فراموشیهای قابل توجه (زنان یا مردان)، که به شدت با شخصیتها و هویتهای مختلف مرتبط است.
- اختلال در عملکرد روزمره و مشکلات در روابط اجتماعی.
2) فراموشی تجزیهای (Dissociative Amnesia):
یادزدودگی تجزیهای (Dissociative Amnesia) نوعی اختلال تجزیهای است که در آن فرد به طور ناگهانی و به مدت طولانی از یادآوری برخی از تجربیات یا اطلاعات مهم خود ناتوان میشود. این عدم یادآوری معمولا به یک واقعه خاص که باعث استرس یا آسیب عاطفی شده است، مرتبط میشود.
علائم این اختلال شامل فراموشی در زندگی روزمره، فراموشی از نام، اطلاعات شخصی و تجربههای خاص میباشد. در حالی که یادزدودگی معمولا موقت است، میتواند منجر به مشکل در سازگاری با زندگی روزمره شود. در مجموع میتوان گفت ویژگی اساسی فراموشی تجزیه ای، ناتوانی در به یادآوردن اطلاعات مهم شخصی است که ماهیتی آسیب زا یا تنش زا دارند. این نوع فراموشی با فراموشکاری طبیعی متفاوت است و ناشی از مصرف مواد یا بیماری های جسمی نمی باشد.
علائم و نشانه ها:
- فراموشی کامل یا جزئی نسبت به اطلاعات شخصی مهم (به ویژه تجربیات آسیبزا).
- عدم توانایی در یادآوری وقایع مشخص یا دورههای زمانی.
- این فراموشیها نمیتوانند ناشی از مصرف مواد یا اختلالات پزشکی دیگر باشند.
اختلال مسخ شخصیت/مسخ واقعیت (Depersonalization/Derealization Disorder):
گسست از خویشتن عبارت است از احساس پایدار بیگانگی یا جدایی از خویشتن.
اختلال مسخ شخصیت یا مسخ واقعیت (Depersonalization/Derealization Disorder) نوعی اختلال است که در آن فرد احساس غیر واقعی بودن خود (مسخ شخصیت) و یا احساس غیر واقعی بودن محیط و دنیای اطرافش (مسخ واقعیت) را تجربه میکند. در این اختلال، فرد ممکن است احساس کند که در یک فیلم یا خواب است و واقعیت برایش مبهم و بیمعنی به نظر میرسد. افراد مبتلا به این اختلال گاهی تصور میکنند شبیه به یک ربات هستند و در محیط احساس بیگانه بودن دارند و جهان بیرون را خالی از هرگونه هیجانی درک میکنند. تجربه گسست از خویشتن یا مسخ شخصیت مولفه های مجزای مختلفی دارد.
علائم و نشانه ها:
- احساس خارج از بدن یا احساس نشانههایی از عدم واقعیت (دیسپرسونالیزیشن).
- احساس بیتفاوتی نسبت به محیط و دور شدن از واقعیتهای اطراف (درئالیزیشن).
- مشکلات در تمرکز و تفکر واضح.
- احساس تضاد در وجود و هویت فردی.
این علائم میتوانند در شدت و نوع متفاوت باشند و در هر فردی ممکن است به شکلی متفاوت بروز کنند
چه عواملی در شکل گیری اختلالات تجزیه ای نقش دارند؟
اختلالات تجزیهای، مانند اختلال هویت تجزیهای، یادزدودگی تجزیهای و اختلال مسخ شخصیت، معمولا به دلایل و عوامل متعددی شکل میگیرند. در ادامه به برخی از این عوامل اشاره خواهیم کرد
- تجربیات تروماتیک
تجربیات آسیبزا و استرسزا، به ویژه در دوران کودکی، از مهمترین عوامل شکلگیری اختلالات تجزیهای هستند. افرادی که در سنین پایین مورد سوءاستفاده جسمی، عاطفی یا جنسی قرار میگیرند، بیشتر در معرض خطر ابتلا به این اختلالات قرار دارند.
- واکنشهای روانی به استرس
اختلالات تجزیهای میتوانند به عنوان یک واکنش دفاعی در برابر استرسهای شدید شکل بگیرند. در شرایط بحرانی، فرد ممکن است به صورت ناخوادگاه اطلاعات و تجربیات دردناک را فراموش کند یا از واقعیت خود فاصله بگیرد.
- عوامل وراثتی و زیستی
برخی از تحقیقات نشان میدهد که عوامل ژنتیکی و زیستی نیز در بروز اختلالات تجزیهای نقش داشتهاند. افراد با سابقه خانوادگی اختلالات روانی، بیشتر به این اختلالات مبتلا میشوند.
در نتیجه، اختلالات تجزیهای معمولا نتیجه تعامل پیچیدهای از تجربیات شخصی، شرایط اجتماعی و ویژگیهای فردی هستند. درک این عوامل میتواند به دستیابی به روشهای درمانی مؤثر و بهبود وضعیت مبتلایان کمک کند.
روشهای درمان
درمان اختلالات تجزیهای معمولاً شامل ترکیبی از روشهای زیر است:
- رواندرمانی:
- درمان شناختی-رفتاری (CBT): به فرد کمک میکند تا الگوهای فکری ناسالم را شناسایی و اصلاح کند.
- درمان پردازش مجدد و حساسیتزدایی با حرکات چشم (EMDR): به ویژه در مواردی که اختلال ناشی از تروما باشد، موثر است.
- درمان روانپویشی: به بررسی ریشههای عمیقتر مشکلات روانی میپردازد.
- دارودرمانی:
- داروهای ضدافسردگی، ضداضطراب و تثبیتکنندههای خلق ممکن است به کاهش علائم کمک کنند، اما بهعنوان درمان اصلی توصیه نمیشوند.
- تکنیکهای مدیریت استرس و خودمراقبتی:
- مدیتیشن، یوگا و تمرینات تنفسی میتوانند به بهبود علائم و کاهش شدت حملات تجزیهای کمک کنند.
جمعبندی
اختلالات تجزیهای گروهی از بیماریهای پیچیده روانی هستند که میتوانند زندگی فرد را بهشدت تحت تأثیر قرار دهند. این اختلالات معمولاً ریشه در تجربیات آسیبزا دارند و میتوانند به شکلهای مختلفی ظاهر شوند، از جمله اختلال هویت تجزیهای، فراموشی تجزیهای و مسخ شخصیت. درمان این اختلالات معمولاً نیازمند یک رویکرد چندجانبه شامل رواندرمانی، مدیریت استرس و در برخی موارد دارودرمانی است. آگاهی از این اختلالات و دریافت کمک حرفهای بهموقع میتواند به بهبود کیفیت زندگی مبتلایان کمک کند.
با درک بهتر این اختلالات و افزایش آگاهی عمومی، میتوان به افرادی که با این چالشها مواجهاند، کمک کرد تا مسیر درمانی مناسب را دنبال کنند و به زندگی سالمتری دست یابند.



