اختلالات عصبی شناختی (Neurocognitive Disorders) به گروهی از اختلالات مرتبط با عملکرد شناختی گفته میشود که ناشی از آسیب به ساختارهای مغزی و عملکردهای عصبی هستند. این اختلالات میتوانند مشکلاتی را در فرآیندهای شناختی مانند حافظه، تفکر، توجه، حل مسئله و زبان به وجود آورند. نمونههایی از این اختلالات شامل دلیریوم، دمانس (از جمله آلزایمر) و اختلال نسیانی هستند.که در این مقاله، به بررسی انواعی از اختلالات عصبی شناختی و علت بروز آن خواهیم پرداخت.
فهرست مطالب این مقاله
Toggleانواع اختلالات عصبی شناختی
۱. اختلالات مربوط به حافظه
این اختلالات معمولاً شامل از دست دادن توانایی یادآوری اطلاعات جدید یا قدیمی هستند. بیماری آلزایمر یکی از شایعترین انواع اختلالات حافظه است که با تدریج در تخریب حافظه و دیگر عملکردهای شناختی همراه است.
۲. اختلالات مربوط به زبان
این اختلالات شامل مشکلاتی در فهم و تولید زبان هستند. آفازیا یا اختلالات مربوط به بروکا مثالهایی از این نوع اختلالات شناختی هستند که معمولاً ناشی از آسیب به نواحی خاصی از مغز هستند.
۳. اختلالات مربوط به عملکرد اجرایی
این اختلالات بر توانایی فرد در برنامهریزی، سازماندهی و انجام وظایف پیچیده تأثیر میگذارند. اختلال در عملکردهای اجرایی میتواند به مشکلاتی در تصمیمگیری و حل مسئله منجر شود.
علل ایجاد اختلالات عصبی شناختی
۱. بیماریهای تحلیلبرنده
- آلزایمر: شایعترین نوع دمانس که باعث کاهش تدریجی عملکرد شناختی میشود.
- پارکینسون: بیماریای که علاوه بر مشکلات حرکتی، بر حافظه و شناخت نیز تأثیر میگذارد.
- هانتینگتون: یک اختلال ژنتیکی که باعث زوال شناختی و حرکتی میشود.
۲. آسیبهای مغزی
- سکته مغزی: باعث کاهش جریان خون به مغز و ایجاد اختلال در عملکرد شناختی میشود.
- ضربه مغزی: میتواند منجر به کاهش تواناییهای شناختی و حافظه شود.
۳. عوامل متابولیکی و تغذیهای
- کمبود ویتامین B12: که میتواند منجر به زوال شناختی شود.
- دیابت: که بر سلامت مغز و حافظه تأثیر میگذارد.
- کمکاری تیروئید: که ممکن است باعث مشکلات تمرکز و حافظه شود.
۴. بیماریهای عفونی و التهابی
- مننژیت و آنسفالیت: التهاب مغز که عملکرد شناختی را مختل میکند.
- ایدز و سفلیس: که میتوانند بر سیستم عصبی تأثیر بگذارند.
بررسی انواع اختلالات عصبی شناختی
۱. دمانس (Dementia)
دمانس (Dementia) به اختلالات پیشروندهای گفته میشود که به خاطر آسیب به سلولهای عصبی در مغز ایجاد میشود. این اختلالات میتوانند تأثیرات جدی بر روی زندگی روزمره داشته باشند و به تدریج فرد را از تواناییهای شناختی، اجتماعی و عاطفی خود محروم میکنند. دمانس با تخریب شدید حافظه، قضاوت، موقعیت سنجی و شناخت مشخص میشود.
دمانس در افراد مسن شایعتر است و شیوع آن با افزایش سن افزایش مییابد. طبق گزارشات، حدود ۵ الی ۱۰ درصد افراد بالای ۶۵ سال مبتلا به دمانس هستند، و این رقم میتواند در افراد بالای ۸۵ سال به ۳۰ الی ۴۰ درصد برسد. همچنین، با توجه به افزایش سن جمعیت جهانی، پیشبینی میشود که شیوع دمانس در سالهای آینده افزایش پیدا کند. عوامل متعددی از جمله عوامل ژنتیکی، سن، بیماری های مزمن مثل دیابت و… میتوانند موجب افزایش خطر ابتلا به دمانس شوند.
دمانس میتواند به انواع مختلفی تقسیمبندی شود که مهمترین آنها بیماری آلزایمر است.
در حال حاضر، درمان دمانس به دو دسته درمان های دارویی برای بهبود حافظه و تفکر و مداخلات غیردارویی برای کاهش انزوا و بهبود کیفیت زندگی تقسیم میشوند اما به یاد داشته باشید که درمان باید بر اساس وضعیت فرد و نوع دمانس تعیین شود و نیاز به برنامهریزی و نظارت مستمر دارد.
۲. دلیریوم (Delirium)
دلیریوم (Delirium) یک اختلال حاد و گذرا در عملکرد شناختی است که معمولا با تغییر ناگهانی در حالت ذهنی و سطح آگاهی همراه است. این وضعیت میتواند شامل اختلال در توجه، تفکر منطقی، حافظه و ادراک باشد. دلیریوم معمولا بهوسیله عوامل پزشکی، جسمانی یا محیطی بروز میکند و میتواند به سرعت پیشرفت کند. این اختلال را میتوان به عنوان یک وضعیت بحرانی در نظر گرفت که نیاز به شناسایی و درمان فوری دارد.
دلیریوم معمولا در بیمارستانها و بهویژه در میان جمعیتهای خاص مانند سالمندان مشاهده میشود و افرادی که تحت جراحی قرار میگیرند یا افرادی که به دلایل پزشکی در بیمارستان بستری هستند، شایعتر است. عوامل متعددی میتوانند به بروز دلیریوم منجر شود از جمله: اختلالات متابولیک مانند کمبود الکترولیتها، اختلالات کبدی یا کلیوی، عفونتهای حاد و عوارض برخی داروها، کمبود شدید خواب و افزایش سن و…
دلیریوم به انواع مختلفی تقسیم میشود که در ادامه به اصلی ترین آن ها خواهیم پرداخت.
- دلیریوم هایپراکتیو (hyperactive): مشخصه این نوع، فعالیت بیش از حد و تحریکپذیری است. این بیماران ممکن است دچار بیقراری، پرخاشگری یا توهم شوند.
- دلیریوم هیپواکتیو(hypoactive): در این نوع، بیماران خوابآلود و کمتحرک هستند و ممکن است در حواس خود دچار اختلال شوند. این نوع معمولاً کمتر تشخیص داده میشود، اما خطر مرگ و عوارض بیشتری دارد.
- دلیریوم مخلوط: در این حالت، ترکیبی از علائم هیپرآکتیو و هیپواکتیو مشاهده میشود.
درمان دلیریوم باید فوری و بر اساس علت زمینهای آن باشد. روشهای درمان شامل مدیریت و شناسایی علت های بروز دلیریوم و مداخلات حمایتی و دارویی و بررسی تغییرات محیطی مانند میزان خواب می باشد. در مجموع دلیریوم یک وضعیت جدی و نیازمند درمان فوری است که با تشخیص زودهنگام و مداخلات مناسب، میتوان به بهبود سریع بیماران کمک کرد.
۳. اختلال نسیانی (Amnesia)
اختلال نسیانی (Amnesia) به نوعی اختلال در حافظه اطلاق میشود که فرد قادر به یادآوری اطلاعات، تجربیات یا وقایع گذشته نیست. این اختلال میتواند ناشی از آسیبهای مغزی، بیماریها، یا عوامل روانی باشد. اختلال نسیانی به دو نوع اصلی تقسیم میشود:
- عدم توانایی در ایجاد خاطرات جدید پس از وقوع آسیب یا اختلال. به عبارتی، فرد نمیتواند اطلاعات جدیدی را پس از وقوع حادثه به خاطر بسپارد.
- عدم توانایی در به خاطر آوردن خاطراتی که پیش از وقوع آسیب یا اختلال شکل گرفتهاند.
شیوع اختلال نسیانی به طور دقیق مشخص نیست، اما به نظر میرسد که این اختلال در گروههای خاصی مانند افرادی که دچار آسیب مغزی، سکته مغزی، یا اختلالات روانی هستند، بیشتر شایع است.
عوامل متعددی میتوانند باعث بروز اختلال نسیانی شوند که شامل آسیبهای ناشی از تصادفات یا جراحات مغزی، بیماریهایی مانند آلزایمر، مواد مخدر و الکل، استرس و اضطراب بیش از حد و… می باشند. اما علائم اختلالات نسیانی علاوه بر دیگر علائم شناختی، در درجه اول با تخریب حافظه مشخص میشوند.
درمان اختلال نسیانی به عوامل زمینهای بستگی دارد و شامل درمان علت های اولیه مانند اختلالات عصبی، آسیبهای مغزی، یا مشکلات متابولیک می باشد. علاوه بر این، استفاده از روشهای مختلف توانبخشی حافظه که شامل تمرینات حافظه، یادآوری و استفاده از فنآوریهای کمک برای یادآوری اطلاعات است میتواند به روند درمان کمک کند. اختلال نسیانی نیازمند شناسایی سریع و درمان مناسب است تا فرد بتواند به سطح بالاتری از عملکرد روزمره برگردد.
۴. بیماریهای تحلیلبرنده عصبی
بیماریهایی مانند پارکینسون، هانتینگتون و مولتیپل اسکلروزیس (MS) نیز باعث اختلالات شناختی میشوند.
روشهای درمانی اختلالات عصبی شناختی
درمان اختلالات شناختی معمولا به عوامل مختلفی از جمله نوع اختلال و شدت آن بستگی دارد،در برخی از موارد، داروهایی برای کمک به مدیریت علائم و بهبود کارکرد شناختی فرد تجویز میشوند. علاوه بر آن از درمانهای غیر دارویی مانند کاردرمانی و گفتاردرمانی نیز استفاده میکنند تا به فرد کمک کنند تا مهارتهای شناختی و ارتباطی خود را بهبود بخشد.
باید توجه داشت درمان اختلالات عصبی شناختی به همراه ارزیابی فرد و بررسی شدت علائم او می باشد که در این مرحله از ارزیابی ، تاریخچه پزشکی و خانوادگی فرد و وضعیت روانی، اجتماعی و عملکرد روزمره او در موقعیت های مختلف بررسی میشود. هرچقدر ارزیابی دقیق تر انجام شود به برنامه درمانی بیشتر کمک میکند.
همچنین استفاده از پرسشنامهها و مقیاسهای ارزیابی مانند مقیاس MMSE (Mini-Mental State Examination) و MoCA (Montreal Cognitive Assessment) برای سنجش عملکرد شناختی به ارزیابی کمک میکند.
و در آخر تصویربرداری مغزی مانند MRI (تصویربرداری با رزونانس مغناطیسی) و CT (توموگرافی کامپیوتری) برای بررسی آسیبهای ساختاری در مغز استفاده میشوند و همچنین آزمونهای روانسنجی برای ارزیابی دقیقتر عملکردهای شناختی و تشخیص بهتر به کار گرفته میشوند. همه ی این ابزارها به متخصصان کمک میکند تا ارزیابی درست تری از وضعیت فرد داشته باشند.
جمعبندی و نکات پایانی
اختلالات عصبی شناختی اثرات شدیدی بر کیفیت زندگی دارند، اما تشخیص زودهنگام و اتخاذ روشهای درمانی مناسب میتوانند به کاهش پیشرفت بیماری کمک کنند. در صورت مشاهده علائم، مراجعه به متخصص مغز و اعصاب ضروری است.



