انواع افسردگی | بررسی علائم، علل و روش‌های درمان مؤثر

openart-image_UFL8b-7n_2048x2048_1757838646678 site

افسردگی چیست و چرا اهمیت دارد؟

افسردگی تنها یک غم ساده یا ناراحتی گذرا نیست؛ بلکه یک اختلال روانشناختی پیچیده است که می‌تواند تمام جنبه‌های زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد؛ گاهی همه ما روزهایی را تجربه می‌کنیم که بی‌حوصله، خسته یا دل‌گرفته‌ایم. اما افسردگی چیزی فراتر از این حالت‌های گذراست.

بر اساس تعریف DSM-5، افسردگی یک اختلال روانشناختی است که بر افکار، احساسات و حتی بدن تأثیر می‌گذارد. فردی که با افسردگی زندگی می‌کند ممکن است دیگر از چیزهایی که قبلاً لذت می‌برد، هیجان نگیرد و حتی انجام کارهای روزمره برایش دشوار شود.

از کیفیت روابط خانوادگی گرفته تا عملکرد شغلی و حتی سلامت جسمانی. طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی (WHO)، افسردگی یکی از شایع‌ترین اختلالات روانی در دنیا محسوب می‌شود و در صورت عدم درمان، می‌تواند منجر به ناتوانی یا حتی افزایش خطر خودکشی گردد.

شناخت انواع افسردگی، علائم آن و روش‌های درمانی معتبر کمک می‌کند افراد و خانواده‌ها زودتر اقدام به دریافت کمک حرفه‌ای کنند.

چرا افسردگی به وجود می‌آید؟

علت افسردگی فقط یک عامل نیست. گاهی ریشه آن در ژنتیک است؛ یعنی اگر در خانواده‌تان فردی دچار افسردگی بوده باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که شما هم با آن مواجه شوید.
از سوی دیگر، شرایط محیطی و خانوادگی مثل فشارهای مالی، تعارضات زناشویی یا از دست دادن عزیزان می‌تواند زمینه‌ساز افسردگی باشد.
نباید از نقش اختلالات همبود هم غافل شد؛ خیلی وقت‌ها اضطراب، وسواس یا اختلالات دوقطبی همراه با افسردگی دیده می‌شوند و شدت علائم را افزایش می‌دهند.

افسردگی همیشه یک شکل ثابت ندارد. ممکن است در یک فرد، ناگهانی و شدید بروز کند و در دیگری سال‌ها به‌صورت خفیف ادامه داشته باشد. در ادامه، به انواع افسردگی ها میپردازیم.

انواع افسردگی

  • افسردگی اساسی (Major Depressive Disorder – MDD)
  • افسردگی خفیف یا کم‌دوام (Persistent Depressive Disorder – Dysthymia)
  • افسردگی فصلی (Seasonal Affective Disorder – SAD)
  • افسردگی پس از زایمان (Postpartum Depression)
  • افسردگی مختلط با اضطراب (Mixed Anxiety-Depressive Disorder)
  • افسردگی ناشی از بیماری و دارو
  • افسردگی کودکان (Disruptive Mood Dysregulation Disorder – DMDD)

 

افسردگی اساسی (Major Depressive Disorder)

افسردگی اساسی شایع‌ترین و شناخته‌شده‌ترین نوع افسردگی است. فردی که با این اختلال زندگی می‌کند، معمولاً بیش از دو هفته متوالی غم و اندوه شدیدی را تجربه می‌کند. علائمی مانند بی‌علاقگی به فعالیت‌های روزمره، کاهش انرژی، مشکلات خواب و حتی تغییر در اشتها شایع هستند.
این نوع افسردگی می‌تواند به دلایل ژنتیکی، تغییرات شیمیایی مغز یا فشارهای روانی ایجاد شود. درمان معمولاً شامل روان‌درمانی شناختی-رفتاری (CBT) و در موارد شدیدتر، استفاده از داروهای ضدافسردگی مانند SSRIs است.
برای مثال: فردی که قبلاً از ورزش لذت می‌برد، الان دیگر هیچ انگیزه‌ای برای انجام آن ندارد و احساس می‌کند زندگی بی‌معناست؛ این فرد دچار افسردگی اساسی شده.

افسردگی پایدار یا دیستایمیا (Persistent Depressive Disorder)

دیستایمیا نوعی افسردگی با شدت خفیف‌تر اما طولانی‌مدت است. فرد ممکن است سال‌ها با این حالت زندگی کند بدون اینکه علائم به شدت افسردگی اساسی باشد.
افراد مبتلا به این نوع افسردگی غالباً می‌گویند: «هیچ‌وقت واقعاً خوشحال نیستم.»
تشخیص دیستایمیا دشوارتر است چون فرد به مرور به حالت خلقی پایین عادت می‌کند. درمان شامل روان‌درمانی بلندمدت، به‌ویژه درمان بین‌فردی و حمایت خانواده است.
برای مثال: فردی که همیشه کمی غمگین و ناامید است، اما همچنان به کار و زندگی روزمره ادامه می‌دهد؛ این فرد دچار افسردگی پایدار یا دیستایمیا شده.

افسردگی فصلی (Seasonal Affective Disorder)

این نوع افسردگی معمولاً در ماه‌های پاییز و زمستان شروع می‌شود و ارتباط مستقیم با کاهش نور خورشید دارد. فرد ممکن است علائمی مانند خواب‌آلودگی زیاد، افزایش اشتها (به‌ویژه تمایل به شیرینی‌ها) و کاهش انرژی را تجربه کند.
علت اصلی، تغییر در تولید هورمون ملاتونین و سروتونین در مغز است. درمان شامل نوردرمانی (Light Therapy)، ورزش منظم و گاهی دارودرمانی است.
برای مثال: شخصی که در تابستان پرانرژی است، با شروع زمستان بی‌حوصله می‌شود و بیشتر وقتش را در خواب می‌گذراند؛ این فرد دچار افسردگی فصلی شده.

افسردگی پس از زایمان (Postpartum Depression)

این اختلال با «غم پس از زایمان» متفاوت است. در حالی که غم پس از زایمان معمولاً کوتاه‌مدت و گذراست، افسردگی پس از زایمان شدیدتر بوده و ممکن است ماه‌ها ادامه پیدا کند. علائم شامل بی‌علاقگی به نوزاد، احساس گناه یا بی‌کفایتی و اضطراب شدید است.
عوامل هورمونی (افت شدید سطح استروژن و پروژسترون)، خستگی و استرس‌های مراقبت از نوزاد نقش زیادی دارند. درمان شامل مشاوره فردی یا گروهی، حمایت خانواده و در برخی موارد داروهای ضدافسردگی است.
برای مثال: مادری که با وجود عشق به فرزندش، نمی‌تواند از او مراقبت کند و اغلب گریه می‌کند؛ این فرد دچار افسردگی پس از زایمان شده.

افسردگی دوقطبی (Bipolar Depression)

افسردگی دوقطبی بخشی از اختلال دوقطبی است. این افراد دوره‌هایی از افسردگی شدید را تجربه می‌کنند که با دوره‌های شیدایی (مانیا) یا هیپومانیا جایگزین می‌شود. در دوره افسردگی، فرد دچار بی‌انگیزگی و ناامیدی است؛ اما در دوره مانیا ممکن است انرژی بیش از حد، افکار سریع و رفتارهای پرخطر نشان دهد.
تشخیص دقیق این اختلال اهمیت زیادی دارد، چون درمان آن متفاوت از افسردگی اساسی است. داروهای تثبیت‌کننده خلق (مثل لیتیوم) و روان‌درمانی ترکیبی بهترین روش‌ها هستند.
برای مثال: فردی که یک ماه بسیار پرانرژی است و پروژه‌های بزرگ شروع می‌کند، اما ماه بعد به سختی از تخت بلند می‌شود؛ این فرد دچار افسردگی دو قطبی شده.

افسردگی روان‌پریشانه (Psychotic Depression)

این نوع افسردگی شدیدترین شکل افسردگی است و علاوه بر علائم افسردگی، فرد دچار توهم (دیدن یا شنیدن چیزهایی که وجود ندارند) یا هذیان (باورهای اشتباه و غیرمنطقی) می‌شود.
افراد مبتلا معمولاً نیازمند درمان فوری و گاهی بستری در بیمارستان هستند. ترکیبی از داروهای ضدافسردگی و داروهای ضدروان‌پریشی به همراه روان‌درمانی برای کنترل علائم استفاده می‌شود.
برای مثال:فردی که باور دارد صدایی مدام به او می‌گوید بی‌ارزش است و نباید زنده بماند؛ این فرد دچار افسردگی روان‌پریشانه شده.

افسردگی کودکان (اختلال نوسان خلقی مخرب – DMDD)

اختلال DMDD نوعی افسردگی است که بیشتر در کودکان و نوجوانان دیده می‌شود. ویژگی اصلی آن تحریک‌پذیری شدید و خشم‌های انفجاری مکرر است؛ این طغیان‌ها بسیار بیشتر از حد انتظار سن کودک‌اند و تقریباً به طور روزانه تکرار می‌شوند.
کودکان مبتلا معمولاً در مدرسه، خانه یا جمع‌های اجتماعی دچار مشکل می‌شوند و روابطشان با همسالان آسیب می‌بیند. تفاوت اصلی DMDD با لجبازی معمولی این است که این علائم دست‌کم ۱۲ ماه ادامه دارند و با شدت بالا دیده می‌شوند.
درمان شامل روان‌درمانی شناختی-رفتاری ویژه کودکان، آموزش مهارت‌های تنظیم هیجان و گاهی داروهای کنترل‌کننده خلق است. حمایت خانواده و همکاری مدرسه در این اختلال نقش کلیدی دارد.
برای مثال: کودکی که با کوچک‌ترین مخالفت والدین، ساعت‌ها گریه و فریاد می‌کند و این وضعیت تقریباً هر روز تکرار می‌شود؛ این کودک دچار افسردگی کودکان شده.

افسردگی ناشی از بیماری‌های جسمی یا مصرف دارو

گاهی افسردگی یک اختلال مستقل نیست، بلکه به دنبال یک بیماری جسمی مزمن یا حتی عوارض داروها ایجاد می‌شود. بیماری‌هایی مانند دیابت، مشکلات تیروئید، سرطان و ام‌اس می‌توانند با تغییرات شیمیایی در بدن یا فشار روانی، زمینه افسردگی را فراهم کنند. همچنین برخی داروها مثل کورتیکواستروئیدها، داروهای فشار خون و بعضی داروهای ضدصرع می‌توانند باعث بروز علائم افسردگی شوند.
تشخیص در این موارد اهمیت زیادی دارد، چون درمان فقط با روان‌درمانی یا داروی ضدافسردگی کافی نیست و باید بیماری زمینه‌ای هم کنترل شود. همکاری بین پزشک عمومی، روانپزشک و روانشناس بهترین نتیجه را می‌دهد.
برای مثال: فردی مبتلا به سرطان که پس از شیمی‌درمانی دچار بی‌انگیزگی شدید و احساس ناامیدی می‌شود؛ این فرد دچار افسردگی ناشی از بیماری یا دارو شده.

علت‌های اصلی افسردگی (بیولوژیک، روانی، محیطی)

افسردگی معمولاً نتیجه یک عامل واحد نیست؛ بلکه ترکیبی از عوامل مختلف در کنار هم باعث بروز آن می‌شوند. سه دسته اصلی از علت‌ها وجود دارند که می‌توانند به تنهایی یا در تعامل با یکدیگر زمینه‌ساز افسردگی شوند:

1. عوامل بیولوژیک

تغییرات شیمیایی در مغز و به‌ویژه عدم تعادل در انتقال‌دهنده‌های عصبی مثل سروتونین، دوپامین و نوراپی‌نفرین نقش مهمی در بروز افسردگی دارند. همچنین، وراثت می‌تواند احتمال ابتلا را افزایش دهد؛ به‌طوری که افرادی با سابقه خانوادگی افسردگی، بیشتر در معرض این اختلال قرار می‌گیرند. بیماری‌های جسمی مزمن، مشکلات هورمونی و حتی مصرف برخی داروها نیز می‌توانند در این دسته قرار بگیرند.

2. عوامل روانی

ویژگی‌های شخصیتی و نحوه‌ی پردازش افکار در ذهن فرد، در ابتلا به افسردگی تأثیر زیادی دارند. کسانی که اعتمادبه‌نفس پایین دارند یا تمایل دارند مسائل را بیش از حد منفی ببینند، بیشتر در معرض این اختلال هستند. همچنین، تجربه‌ی رویدادهای آسیب‌زا مثل از دست دادن عزیزان یا شکست‌های عاطفی می‌تواند زمینۀ افسردگی را فراهم کند.

3. عوامل محیطی

محیط اطراف و شرایط زندگی، نقش پررنگی در سلامت روان ایفا می‌کنند. تنهایی، فقر، بیکاری، نبود حمایت اجتماعی یا خانوادگی و حتی زندگی در محیط‌های پرتنش می‌تواند افسردگی را تشدید کند. در مقابل، داشتن روابط حمایتی و حضور در یک محیط سالم می‌تواند اثر محافظتی در برابر این اختلال داشته باشد.

روش های درمان افسردگی؛ امیدی برای بهبود

خوشبختانه، افسردگی قابل درمان است؛ اما درمان افسردگی هیچ‌وقت یک نسخه‌ی واحد برای همه نیست. ما در جلسات روان‌درمانی همیشه می‌بینیم که هر فرد با داستان زندگی خاص خودش، زمینه‌های متفاوتی از افسردگی رو تجربه می‌کنه. به همین دلیل، ترکیبی از روش‌ها معمولاً بهترین نتیجه رو می‌ده

روان‌درمانی (Psychotherapy)

روان‌درمانی هسته اصلی درمان افسردگی است. پرکاربردترین رویکرد درمان شناختی-رفتاری (CBT) است که کمک می‌کند افکار منفی و باورهای ناکارآمد شناسایی شوند و جای خود را به الگوهای سالم‌تر بدهند. در کنار آن، روش‌هایی مثل درمان بین‌فردی (IPT) برای بهبود روابط، یا رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) برای افراد با شدت هیجانی بالا به‌کار می‌روند.

در جلسات، روانشناسان روی بازسازی مهارت‌های فردی، افزایش خودآگاهی و یافتن منابع امید و انگیزه کار می‌کنند. همین فرآیند گام‌به‌گام باعث می‌شود فرد کم‌کم دوباره کنترل زندگی‌اش را به دست بگیرد.

دارودرمانی (Pharmacotherapy)

برای موارد متوسط تا شدید، دارودرمانی به‌عنوان مکمل روان‌درمانی تجویز می‌شود. داروهایی مثل مهارکننده‌های بازجذب سروتونین (SSRIs) و مهارکننده‌های بازجذب سروتونین-نوراپی‌نفرین (SNRIs) به متعادل شدن مواد شیمیایی مغز کمک می‌کنند. البته انتخاب دارو همیشه باید تحت نظر روانپزشک انجام شود و معمولاً چند هفته زمان لازم است تا اثرات واقعی نمایان شود.

نقش سبک زندگی

ما نمی‌توانیم تأثیر خواب کافی، تغذیه سالم، ورزش منظم و روابط حمایتی را نادیده بگیریم. تحقیقات نشان می‌دهد ورزش هوازی منظم (مثل پیاده‌روی سریع یا دوچرخه‌سواری) می‌تواند به اندازه داروهای ضدافسردگی خفیف تا متوسط مؤثر باشد

خانواده و شبکه حمایتی

هیچ درمانی در خلأ اتفاق نمیفته. حمایت خانواده و دوستان نقش کلیدی در بهبود دارد. زمانی که خانواده آموزش می‌بینند چطور با بیمار افسرده رفتار کنند، روند درمان بسیار سریع‌تر و پایدارتر می‌شود تا الگو های ناسالم ارتباطی اصلاح شود

روش‌های نوین

در مواردی که افسردگی به درمان‌های کلاسیک پاسخ نمی‌دهد، گزینه‌های جدیدتری مثل تحریک مغناطیسی ترانس‌کرانیال (TMS) یا در موارد نادرتر ECT (الکتروشوک درمانی) مورد استفاده قرار می‌گیرند. این روش‌ها تحت شرایط خاص و با نظارت تیم درمانی حرفه‌ای اجرا می‌شوند.

جدول مقایسه انواع افسردگی

نوع افسردگیویژگی‌هاعلائم بارزگروه سنی/شرایط شایعروش‌های درمانی معمول
افسردگی اساسی (MDD)شایع‌ترین نوع، با غمگینی و بی‌انرژی بودن مداومخستگی، کاهش تمرکز، بی‌علاقگی به فعالیت‌هاتمام گروه‌های سنیدارودرمانی، روان‌درمانی، تغییر سبک زندگی
افسردگی پایدار (دیستایمیا)طولانی‌مدت و مزمن (بیش از ۲ سال)خلق پایین، بی‌انگیزگی مداومبیشتر در بزرگسالانروان‌درمانی طولانی‌مدت، داروهای ضدافسردگی
افسردگی فصلی (SAD)بروز در فصول خاص (معمولاً پاییز و زمستان)بی‌حوصلگی، پرخوابی، پرخوریبزرگسالان جوان، افراد مناطق کم‌نورنوردرمانی، دارو، فعالیت بدنی
افسردگی پس از زایمانمرتبط با تغییرات هورمونی پس از تولد فرزنداضطراب، گریه‌های مداوم، احساس ناتوانیزنان پس از زایمانمشاوره، حمایت خانواده، دارو در صورت نیاز
افسردگی دوقطبیهمراه با نوسانات شدید خلقی (شیدایی و افسردگی)انرژی بیش از حد یا بی‌انرژی بودن شدیدشروع در نوجوانی یا اوایل بزرگسالیداروهای تثبیت‌کننده خلق، روان‌درمانی
افسردگی غیرمعمول (Atypical)واکنش‌پذیری خلقی (روحیه با اتفاقات مثبت بهتر می‌شود)پرخوابی، پرخوری، حساسیت به طردبیشتر در جواناندارودرمانی اختصاصی، CBT
افسردگی روان‌پریشیهمراه با توهم یا هذیانافکار غیرواقعی، بی‌ارزشی شدیدافراد با سابقه اختلالات شدیدداروهای ضدروان‌پریشی + ضدافسردگی
افسردگی مقاوم به درمانپاسخ ندادن به درمان‌های معمولتداوم علائم با وجود درمانهر گروهی که درمان جواب ندهدترکیب درمان‌ها، شوک درمانی (ECT) در موارد شدید
افسردگی کودکان (DMDD)شروع در کودکی با تحریک‌پذیری شدیدعصبانیت، انفجارهای خشم، غم مداومکودکان ۶ تا ۱۸ سالرفتاردرمانی، روان‌درمانی خانوادگی، دارو در موارد شدید
افسردگی ناشی از بیماری یا داروبروز به دنبال بیماری‌های جسمی (مانند دیابت، سرطان) یا مصرف داروهاخستگی، ناامیدی، علائم جسمی و روانی همزمانبیماران جسمی یا افرادی با مصرف داروهای خاصدرمان بیماری زمینه‌ای، تنظیم دارو، روان‌درمانی

پرسش‌های متداول (FAQ)

۱. آیا افسردگی در کودکان هم رخ می‌دهد؟
بله، افسردگی محدود به بزرگسالان نیست و در کودکان نیز می‌تواند بروز پیدا کند.

۲. آیا افسردگی کودکان طبیعی است؟
خیر. هرچند کودکان هم ممکن است غمگین شوند، اما افسردگی در آن‌ها یک اختلال بالینی است و نیاز به بررسی تخصصی دارد.

۳. فرق افسردگی با غم طبیعی چیست؟
غم طبیعی معمولاً کوتاه‌مدت است و با اتفاقی خاص مرتبط است، اما افسردگی پایدار بوده و عملکرد فرد را مختل می‌کند.

۴. آیا دارو باعث اعتیاد در بیماران افسرده می‌شود؟
خیر، داروهای ضدافسردگی اعتیادآور نیستند؛ اما قطع ناگهانی آنها می‌تواند عوارضی داشته باشد.

۵. بهترین روش درمان افسردگی چیست؟
ترکیبی از روان‌درمانی و دارودرمانی، همراه با تغییر سبک زندگی، بهترین نتیجه را دارد.

۶. آیا افسردگی می‌تواند دوباره برگردد؟
بله، افسردگی ممکن است عود کند؛ به همین دلیل پیگیری درمان و پیشگیری اهمیت زیادی دارد.

۷. افسردگی در زنان و مردان چه تفاوتی دارد؟
زنان معمولاً افسردگی را با علائم عاطفی (گریه، احساس بی‌ارزشی) تجربه می‌کنند، در حالی‌که مردان بیشتر علائم رفتاری (پرخاشگری، مصرف مواد) را نشان می‌دهند.

۸. چه زمانی باید به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنیم؟
اگر علائم افسردگی بیش از دو هفته ادامه پیدا کند و زندگی روزمره (کار، تحصیل، روابط) را مختل کند، مراجعه به متخصص ضروری است.

۹. آیا افسردگی می‌تواند خودبه‌خود خوب شود؟
در برخی موارد خفیف، امکان کاهش علائم بدون درمان وجود دارد؛ اما اغلب افراد بدون مداخله حرفه‌ای با خطر مزمن شدن یا عود مجدد روبه‌رو می‌شوند.

۱۰. آیا داروهای ضدافسردگی عوارض دارند؟
بله. مثل هر داروی دیگری ممکن است عوارضی مثل تهوع، تغییر وزن یا بی‌خوابی ایجاد کنند. اما معمولاً با تنظیم دوز یا تغییر دارو، این عوارض قابل کنترل هستند.

جمع‌بندی روان‌شناسانه

افسردگی مثل یک زخم عمیق است؛ اگرچه زمان می‌خواهد تا ترمیم شود، اما با ترکیب درستِ روان‌درمانی، دارودرمانی و اصلاح سبک زندگی، امکان بهبود کامل وجود دارد. مهم‌ترین گام، برداشتن اولین قدم و مراجعه به متخصص است.

اگر با نشانه‌های افسردگی روبه‌رو هستید، دریافت مشاوره فردی از متخصصان کلینیک حال خوب می‌تواند راهی مطمئن برای شناخت عمیق‌تر خود و آغاز روند بهبود باشد

هشدار: *مطالب ارائه‌شده در این مقاله صرفاً جهت افزایش آگاهی عمومی است و جایگزین مراجعه به پزشک یا روانشناس متخصص نمی‌شود. در صورت مشاهده هرگونه علائم نگران‌کننده یا تشدید پرخاشگری، توصیه می‌شود هرچه سریع‌تر با یک روانشناس یا روانپزشک مشورت کنید.*

حال خوب تو با مشاوران ما

برای حال خوبت، پیج حال خوب رو دنبال کن!

به این مقاله امتیاز چند امتیاز میدی؟

دیدگاهتان را بنویسید