رفتاردرمانی دیالکتیکی DBT چیست؟ کاربرد، روش درمان

رویکرد DBT

رفتاردرمانی دیالکتیکی (Dialectical Behavior Therapy – DBT) که یکی از 6 رویکرد اصلی درمانی به شمار میرود، یکی از پیشرفته‌ترین و پرکاربردترین رویکردهای نسل سوم رفتاردرمانی است که توسط مارشا لینهان در دهه ۱۹۸۰ میلادی طراحی شد. هدف اصلی DBT کمک به افرادی است که در مدیریت احساسات شدید و روابط بین‌فردی دچار چالش می‌شوند؛ به‌ویژه کسانی که با اختلال شخصیت مرزی (BPD)، رفتارهای خودآسیب‌زنانه یا مشکلاتی مانند افسردگی، اضطراب و اعتیاد دست‌ و پنجه نرم می‌کنند.

این روش با ترکیب اصول رفتاردرمانی شناختی و مفاهیم فلسفی دیالکتیت مانند ذهن‌آگاهی (mindfulness) راهی متعادل میان پذیرش فرد و ایجاد تغییر مثبت ارائه می دهد. این درمان به مراجعان می‌آموزد چگونه احساسات خود را بشناسند، آن‌ها را تنظیم کنند و روابط سالم‌تری بسازند.

در این مقاله، به بررسی بنیان‌های نظری DBT ، ساختار درمان، مهارت‌های چهارگانه ، کاربردهای بالینی و ویژگی‌های منحصربه‌فرد آن خواهیم پرداخت.

پیشینه و بنیان‌های نظری DBT

رویکرد DBT در دهه ۱۹۹۰ توسط روان‌شناس آمریکایی، دکتر مارشا لینهان (Marsha Linehan)، برای درمان زنان دارای رفتارهای خودآسیب‌زننده و اختلال شخصیت مرزی طراحی شد. لینهان با تجربه شخصی از رنج‌های روانی و بررسی‌های بالینی گسترده، به این نتیجه رسید که بسیاری از مراجعان به‌جای تقابل با احساسات شدید خود، به رفتارهای مخرب پناه می‌برند.

DBT بر پایه نظریه دیالکتیک بنا شده است؛ یعنی ادغام تضادها (پذیرش و تغییر) برای دستیابی به تعادل روانی. این روش همچنین به‌طور گسترده‌ای از درمان شناختی-رفتاری برای اصلاح باورهای ناکارآمد و تقویت رفتارهای سازگار بهره می‌گیرد.

رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) در واقع ادامه‌ای بر رفتاردرمانی شناختی (CBT) است. CBT بر این باور است که افکار منفی و خطاهای شناختی (مثل تفکر همه یا هیچ، فاجعه‌سازی، یا ذهن‌خوانی) باعث ایجاد هیجانات و رفتارهای ناسازگار می‌شوند. در CBT، درمانگر تلاش می‌کند این افکار ناکارآمد را شناسایی کرده و آن‌ها را به افکار منطقی‌تر و سازگارتر تغییر دهد.

ویژگیCBTDBT
تمرکز اصلیتغییر افکار ناکارآمدتعادل بین پذیرش و تغییر
مهارت‌های کلیدیشناسایی تحریف‌های شناختیذهن‌آگاهی، تحمل پریشانی، تنظیم هیجان
کاربرد بالینیافسردگی، اضطراب، وسواسBPD، اعتیاد، PTSD، اختلالات خوردن
نقش پذیرشکمتر تأکید می‌شودیکی از ستون‌های اصلی

و در اخر، یکی از مهم‌ترین و متمایزترین ویژگی‌های DBT، استفاده از ذهن‌آگاهی (mindfulness) است که ریشه در تعالیم بودیسم دارد. ذهن‌آگاهی به معنای بودن در لحظه حال، بدون قضاوت، و با پذیرش تجربه‌ها همان‌طور که هستند است.

 مثال عملی:
فردی که دچار وسواس فکری است، هنگام بالا آمدن افکار مزاحم، به جای جنگیدن با فکر یا تلاش برای سرکوب آن، از تکنیک ذهن‌آگاهی استفاده می‌کند: «این فقط یک فکر است، می‌آید و می‌رود، مثل ابری در آسمان». این رویکرد باعث کاهش استرس و افزایش انعطاف‌پذیری ذهنی می‌شود.

درمان دیالکتیکی رفتاری چیست؟

درمان دیالکتیکی رفتاری (Dialectical Behavior Therapy – DBT) یکی از رویکردهای درمانی مبتنی بر شواهد و متعلق به نسل سوم رفتاردرمانی‌های شناختی است که با هدف کمک به افراد دارای اختلالات شدید تنظیم هیجان، از جمله اختلال شخصیت مرزی، توسط مارشا لینهان (Marsha Linehan) در دهه ۱۹۹۰ توسعه یافت DBT.رویکردی ساختاریافته، تلفیقی و مهارت‌محور است که با بهره‌گیری از اصول دیالکتیک، تلاش می‌کند بین پذیرش وضعیت روانی فعلی فرد و ایجاد تغییرات هدفمند در رفتار، هیجان و روابط بین‌فردی تعادل برقرار کند

کاربردهای درمان دیالکتیکی رفتاری (DBT)

رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) در ابتدا برای درمان اختلال شخصیت مرزی (BPD) طراحی شد، اما با گذر زمان و انجام پژوهش‌های گسترده، اثربخشی آن در طیف وسیعی از مشکلات روان‌شناختی ثابت شده است. این روش به دلیل ساختار مهارت‌محور و تأکید بر تعادل بین «پذیرش» و «تغییر»، در درمان بسیاری از اختلالات هیجانی و رفتاری کاربرد دارد. کاربردهای شناخته‌شده این رویکرد عبارت‌اند از:

  • اختلال شخصیت مرزی (BPD)
    کاهش رفتارهای خودآسیب‌زننده، نوسانات هیجانی و تنظیم هیجانات، بهبود روابط بین‌فردی پرتنش و افزایش کیفیت زندگی و کاهش بستری های مکرر بیمارستانی
  • اختلالات خلقی مزمن (مانند افسردگی مقاوم)
    بهبود تنظیم هیجان، کاهش افکار منفی تکرارشونده مانند احساس پوچی، بی‌انگیزگی یا افکار خودکشی و ایجاد انگیزه و هدف‌های کوچک روزانه برای افزایش حس کنترل و امید
  • اختلالات خوردن (مثل پرخوری عصبی یا بی‌اشتهایی عصبی)
    کمک به مدیریت تکانش های غذایی و ولع شدید، افزایش پذیرش بدن و کاهش افکار وسواسی درباره غذا
  • سوءمصرف مواد و رفتارهای اعتیادی
    ارتقای مهارت‌های مقابله‌ای برای مواجهه با ولع مصرف و مدیریت موقعیت‌های پرخطر، افزایش مهارت های بین فردی برای دوری از روابط ناسالم یا محیط های مصرف
  • اختلالات اضطرابی و استرس پس از سانحه (PTSD)
    بهبود تاب‌آوری و توانایی بازگشت به زندگی روزمره در مواجهه با خاطرات آسیب‌زا، کمک به پردازش تدریجی خاطرات آسیب زا بدون غرق شدن در آن ها، استفاده از تکنیک های ذهن‌آگاهی برای کاهش کابوس و فلش‌بک‌
  • اضطراب های شدید و کنترل خشم
    کاهش واکنش های افراطی هیجانی، آموزشک تکنیک های آرام‌سازی در لحظه بحران،  افزایش توانایی نه گفتن،مرز سالم و حل تعارض ها بدون پرخاشگری
  • سایر کاربردها
    مدیریت درد های مزمن، کمک به نوجوانان در معرض رفتار های پرخطر و بهبود روابط زوجین با مشکلات ارتباطی

ساختار درمان در DBT

ساختار جلسات در درمان دیالکتیکی رفتاری (DBT) کاملا سیستماتیک، چندبخشی و مهارت‌محور است و شامل چهار مؤلفه‌ کلیدی است که به‌صورت هم‌افزا با هم اجرا می‌شوند. درمان دیالکتیکی رفتاری از چهار مؤلفه اصلی تشکیل شده است که به‌صورت هم‌زمان یا متوالی، در قالب یک ساختار منسجم درمانی به‌کار می‌روند.

۱. درمان فردی (Weekly Individual Therapy)

جلسات هفتگی فردی (معمولاً ۴۵ تا ۶۰ دقیقه) با تمرکز بر تنظیم اهداف درمانی، بررسی رفتارهای پرخطر، و ارتقاء مهارت‌های آموخته‌شده برگزار می‌شود. درمانگر با استفاده از زنجیره تحلیل رفتاری (behavioral chain analysis) به تحلیل رویدادهای هیجانی و رفتاری می‌پردازد و استراتژی‌های مقابله‌ای مؤثر را آموزش می‌دهد.
هدف این جلسات، کاهش رفتارهای مشکل‌زا، افزایش انگیزه تغییر و حمایت شخصی از درمان‌جو است.

۲. آموزش گروهی مهارت‌ها (Skills Training Group)

این بخش به‌صورت گروهی و معمولا یک‌بار در هفته به مدت ۲ تا ۲.۵ ساعت برگزار می‌شود. در این جلسات، درمان‌جویان مهارت‌های چهارگانه DBT (ذهن‌آگاهی، تنظیم هیجان، تحمل پریشانی، و مهارت‌های بین‌فردی) را در قالب آموزش مستقیم، تمرین و بازخورد گروهی فرا می‌گیرند.
تأکید اصلی بر یادگیری مهارت‌های کاربردی و تمرین عملی آن‌ها در زندگی روزمره است.

۳. پشتیبانی تلفنی (Phone Coaching)

درمان‌جویان می‌توانند در خارج از جلسات، در زمان بحران یا موقعیت‌های دشوار، از طریق تماس تلفنی کوتاه با درمانگر خود در ارتباط باشند. این تماس‌ها به آن‌ها کمک می‌کند تا از مهارت‌های DBT در موقعیت واقعی استفاده کرده و از رفتارهای مخرب جلوگیری کنند.
البته این تماس‌ها تحت ضوابط مشخص و در چارچوب توافق‌نامه درمانی صورت می‌گیرد.

۴. تیم مشاوره برای درمانگران (Consultation Team)

DBT تنها متوجه درمان‌جو نیست، بلکه از درمانگر نیز حمایت می‌کند. تیم مشاوره شامل گروهی از درمانگران DBT است که به‌طور منظم گردهم می‌آیند تا از یکدیگر بازخورد، آموزش و حمایت حرفه‌ای دریافت کنند.
این بخش، به حفظ کیفیت درمان، پیشگیری از فرسودگی شغلی و بهبود کارآمدی تیم درمانی کمک می‌کند.

چهار مهارت کلیدی در درمان دیالکتیکی رفتاری (DBT)

درمان دیالکتیکی رفتاری (DBT) بر پایه آموزش چهار مهارت کلیدی استوار است که نقش محوری در بهبود سلامت روان ایفا می‌کنند. این مهارت‌ها شامل ذهن‌آگاهی برای افزایش آگاهی و تمرکز ذهن، تنظیم هیجان برای مدیریت واکنش‌های هیجانی، تحمل پریشانی برای تاب‌آوری در موقعیت‌های بحرانی، و مهارت‌های بین‌فردی برای ارتقای روابط سالم و مؤثر هستند.

یادگیری این مهارت‌ها به بیماران کمک می‌کند تا با چالش‌های روانی به شیوه‌ای سازگارانه‌تر و اثربخش‌تر مواجه شوند. در ادامه به بررسی هرکدام از این مهارت ها خواهیم پرداخت:

1.ذهن‌آگاهی (Mindfulness)

ذهن‌آگاهی به معنای توانایی حضور آگاهانه و بدون قضاوت در لحظه اکنون است. این مهارت به فرد کمک می‌کند تا نسبت به افکار، احساسات و تجربه‌های درونی خود آگاهی بیشتری پیدا کرده و به‌جای واکنش‌های خودکار و هیجانی، پاسخ‌های سنجیده‌تری نشان دهد. در DBT، ذهن‌آگاهی زیربنای تمام مهارت‌های دیگر تلقی می‌شود و هدف آن افزایش خودآگاهی و پذیرش تجربه‌های ذهنی بدون اجتناب یا سرکوب است.

۲. تحمل پریشانی (Distress Tolerance)

این مهارت به فرد آموزش می‌دهد که چگونه در موقعیت‌های دشوار یا بحرانی، بدون روی‌آوردن به رفتارهای مخرب یا تکانشی (مانند خودآزاری، مصرف مواد یا انفجارهای هیجانی)، تاب‌آوری و پایداری روانی خود را حفظ کند. تکنیک‌هایی نظیر پذیرش رنج، منحرف‌سازی توجه، آرام‌سازی فوری و معنا دادن به رنج، در این بخش از آموزش قرار می‌گیرند.

۳. تنظیم هیجان (Emotion Regulation)

تنظیم هیجان به معنای توانایی شناخت، درک و مدیریت هیجان‌ها به شیوه‌ای سازگارانه است. در DBT، درمان‌جویان یاد می‌گیرند که هیجان‌های خود را بهتر بشناسند، شدت آن‌ها را کاهش دهند، و از پاسخ‌های افراطی یا اجتنابی نسبت به هیجانات شدید پرهیز کنند. این مهارت به‌ویژه برای افرادی با نوسانات هیجانی شدید یا واکنش‌پذیری بالا اهمیت دارد.

۴. مهارت‌های ارتباط بین‌فردی (Interpersonal Effectiveness)

این مهارت‌ها به فرد کمک می‌کنند تا در روابط با دیگران، نیازهای خود را به شیوه‌ای مؤثر بیان کند، مرزهای سالمی برقرار سازد و در عین حال احترام متقابل را حفظ کند DBT. آموزش می‌دهد چگونه بتوان خواسته‌ها را بیان کرد، «نه» گفت، درگیری‌ها را مدیریت کرد و از روابط ناسالم فاصله گرفت، بدون آن‌که دچار احساس گناه یا اضطراب شدید شد.

جدول 4 مهارت اصلی در DBT:

مهارت اصلیتعریف علمیکاربرد بالینیمثال کاربردی
ذهن‌آگاهی (Mindfulness)توانایی حضور آگاهانه و بدون قضاوت در لحظه اکنون و تمرکز بر تجربه‌های درونی مانند افکار، احساسات و حواس بدون اجتناب یا سرکوب آن‌ها.افزایش خودآگاهی، بهبود تمرکز، کاهش واکنش‌های تکانشی، ارتقای پذیرش خود و هیجانات.تمرین تنفس عمیق یا اسکن بدن برای کاهش اضطراب
تحمل پریشانی (Distress Tolerance)مهارت‌هایی برای مدیریت موقعیت‌های بحرانی و ناراحت‌کننده بدون توسل به رفتارهای آسیب‌زا یا اجتنابی.مقابله مؤثر با بحران‌های عاطفی، کاهش رفتارهای پرخطر مانند خودآزاری یا مصرف مواد.استفاده از حواس پنج‌گانه یا تکنیک «یخ در دست گرفتن» برای آرام‌سازی سریع
تنظیم هیجان (Emotion Regulation)توانایی درک، شناسایی و مدیریت هیجانات به شیوه‌ای مؤثر، کاهش شدت احساسات منفی و پیشگیری از واکنش‌های افراطی.بهبود ثبات هیجانی، پیشگیری از نوسانات خلقی، کاهش حساسیت هیجانی و افزایش کنترل در موقعیت‌های تحریک‌زا.نوشتن دفترچه احساسات برای شناسایی الگوهای هیجانی و استفاده از تکنیک‌های آرام‌سازی
مهارت‌های بین‌فردی (Interpersonal Effectiveness)توانایی برقراری روابط سالم، بیان خواسته‌ها، تعیین مرزها و حل تعارض‌ها به شیوه‌ای سازگارانه و محترمانه.بهبود روابط اجتماعی، افزایش عزت نفس، توانایی «نه» گفتن، کاهش وابستگی یا پرخاشگری در روابط.استفاده از تکنیک DEAR MAN (توصیف، بیان، تأیید، تقویت، توجه، ظاهر مناسب، نه گفتن قاطعانه) در تعاملات

مزایای درمان دیالکتیکی رفتاری (DBT)

  • رویکرد ساختاریافته و هدف‌محور:
    جلسات درمان فردی، گروه مهارت‌آموزی، و پشتیبانی میان‌جلسه‌ای در چارچوبی مشخص و منسجم طراحی شده‌اند.
  • تلفیق پذیرش و تغییر:
    ترکیب تکنیک‌های پذیرش‌محور با تغییر رفتاری، باعث افزایش انگیزه درمان‌جو و پایداری نتایج درمانی می‌شود.
  • مبتنی بر شواهد علمی:
    DBT از جمله درمان‌های تأییدشده در مطالعات بالینی گسترده است، به‌ویژه برای اختلالات شدید روانی.
  • تمرکز بر مهارت‌آموزی فعال:
    به جای تمرکز صرف بر تحلیل مشکلات، DBT با آموزش مهارت‌های کاربردی، درمان‌جو را در مدیریت زندگی روزمره توانمند می‌سازد.
  • اثبات علمی گسترده در کاهش رفتارهای خودآسیب‌زنانه و اقدام به خودکشی
    رفتارهای پرخطر مثل خودزنی و اقدام به خودکشی را کاهش می‌دهد. این اثر به دلیل ترکیب آموزش مهارت‌ها با حمایت درمانگر و تمرکز بر پذیرش همراه با تغییر ایجاد می‌شود.

  • ایجاد مهارت‌های عملی برای زندگی روزمره
    از مدیریت هیجان‌ها گرفته تا ارتباط سالم با دیگران، این مهارت‌ها کمک می‌کنند فرد به جای واکنش‌های تکانشی، انتخاب‌های آگاهانه‌تری داشته باشد.

  • تأکید بر حمایت و ارتباط انسانی در درمان
    یکی از ویژگی‌های مهم DBT رابطه‌ی قوی و حمایتی بین درمانگر و مراجع است. این رویکرد بر همدلی، درک متقابل و ایجاد حس امنیت در درمان تأکید دارد، تا فرد احساس کند در مسیر تغییر تنها نیست و می‌تواند به درمانگر تکیه کند.

محدودیت‌ها و چالش‌های DBT

  • نیاز به تعهد بالا از سوی درمان‌جو:
    فرآیند درمان شامل تکالیف خانگی، جلسات منظم و پیگیری مداوم است که ممکن است برای برخی بیماران دشوار باشد.
  • میزان زمان و منابع مورد نیاز:
    اجرای کامل DBT نیازمند حضور هم‌زمان چند مولفه (فردی، گروهی، تلفنی) است که برای برخی مراکز درمانی یا درمانگران دشوار است.
  • در دسترس نبودن متخصصان آموزش‌دیده:
    کمبود درمانگران دارای آموزش تخصصی DBT به‌ویژه در برخی مناطق، دسترسی به درمان را محدود می‌سازد.
  • مناسب نبودن برای همه اختلالات:
    در حالی که DBT برای اختلالات با محور هیجانی مناسب است، در برخی اختلالات شناختی یا روان‌پریشی شدید، اثربخشی آن محدودتر است.

تحقیقات جدید درباره DBT

  • پژوهش‌های اخیر نشان داده‌اند DBT در کاهش خودآسیب‌رسانی در نوجوانان بسیار مؤثر است.

  • مطالعات ۲۰۱۹–۲۰۲۳ تأکید می‌کنند که DBT در درمان اختلال استرس پس از سانحه به اندازه EMDR اثربخش است.

  • ترکیب DBT با درمان دارویی، نتایج بهتری در بیماران با افسردگی شدید ایجاد کرده است.

خلاصه‌

درمان دیالکتیکی رفتاری (Dialectical Behavior Therapy )، یا DBT یکی از رویکردهای شناختی-رفتاری نسل سوم است که در ابتدا توسط «مارشا لینهان» برای درمان اختلال شخصیت مرزی توسعه یافت. این رویکرد با هدف کمک به افرادی طراحی شد که دارای رفتارهای آسیب‌زا نسبت به خود، نوسانات شدید هیجانی، و دشواری در تنظیم احساسات و روابط بین‌فردی هستند.

DBT بر پایه‌ی ترکیب اصول رفتاردرمانی با مفاهیم دیالکتیکی و مهارت‌های مبتنی بر ذهن‌آگاهی (mindfulness) استوار است. ویژگی اصلی این رویکرد، حفظ تعادل میان پذیرش وضعیت فعلی فرد و تلاش برای ایجاد تغییر است. در این درمان، چهار حوزه اصلی مهارت‌آموزی مورد توجه قرار می‌گیرد: تنظیم هیجان، تحمل پریشانی، مهارت‌های بین‌فردی و ذهن‌آگاهی.

DBT معمولا شامل درمان فردی، گروه مهارت‌آموزی، پشتیبانی تلفنی و تیم مشاوره برای درمانگران است و تأکید زیادی بر تعهد درمانی، ساختار مشخص جلسات، و ارزیابی مستمر رفتارهای هدف دارد. پژوهش‌های متعددی اثربخشی این رویکرد را در کاهش رفتارهای خودآسیب‌زننده، بهبود تنظیم هیجان و افزایش کیفیت زندگی در اختلالات مختلف، از جمله اختلال شخصیت مرزی، افسردگی مقاوم به درمان، اختلالات خوردن و اعتیاد نشان داده‌اند.

پرسش های متداول

مدت زمان درمان DBT چقدر است؟

برنامه استاندارد DBT معمولا ۶ ماه تا ۱ سال طول می‌کشد، اما بسته به شدت اختلال و پیشرفت درمان‌جو، ممکن است زمان درمان قابل تمدید باشد.

نقش درمانگر در DBT چیست؟

درمانگر در DBT نقشی فعال، همدلانه و ساختاریافته دارد. رابطه درمانی بر پایه پذیرش، احترام متقابل و تأکید بر تعهد بیمار برای تغییر است. درمانگر در عین حفظ همدلی، در برابر رفتارهای مخرب قاطعانه عمل می‌کند و مراجع را به‌سمت تغییر سوق می‌دهد.

حال خوب تو با مشاوران ما

برای حال خوبت، پیج حال خوب رو دنبال کن!

به این مقاله امتیاز چند امتیاز میدی؟