درمان روانپویشی کوتاهمدت فشرده (Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy – ISTDP) یک رویکرد علمی و اثربخش در رواندرمانی است و به عنوان یکی از 6 رویکرد اصلی درمانی به شمار میرود، این رویکرد با هدف تسریع فرآیند درمان و دستیابی به ریشههای هیجانی مشکلات روانشناختی توسعه یافته است. این روش با ترکیب اصول روانکاوی کلاسیک و تکنیکهای فعال و ساختاریافته، توانسته نتایج درخشان بهویژه در اختلالات مزمن و مقاوم ارائه کند.
در این درمان، درمانگر تلاش میکند با روشهایی خاص، مانند: افزایش توجه بیمار به هیجانات واقعی، کنار گذاشتن دفاعهای روانی ناسالم و ایجاد فضای امن برای تجربه و بیان هیجانات سرکوب شده به بیمار کمک میکند با ریشههای مشکلاتش روبهرو شود. این روند باعث کاهش علائم روانشناختی و بهبود عملکرد فرد در زندگی می شود.
در این مقاله نگاهی جامع به رویکرد ISTDP خواهیم داشت، همراه ما باشید.
فهرست مطالب این مقاله
Toggleپیشینه و بنیان نظری ISTDP
دکتر حبیب دوانلو (Habib Davanloo)، روانپزشک ایرانیتبار و استاد دانشگاه مکگیل، در دهه ۱۹۶۰ و ۷۰ میلادی با بررسی دقیق فرآیندهای درمانی، به این نتیجه رسید که بسیاری از درمانها به دلیل مقاومتهای روانی حلنشده، به نتیجه نمیرسند.
او با توسعه تکنیکهایی برای عبور از دفاعهای روانی و هدایت مراجع به سوی تجربه مستقیم هیجانهای ناهشیار، چارچوب ISTDP را طراحی کرد. هدف اصلی در این روش، آزادسازی احساسات سرکوبشده، تقویت ظرفیت هیجانی فرد و حل تعارضات درونی است.
مفاهیم کلیدی در ISTDP
1) ساختار شخصیت و ظرفیت تحمل اضطراب
در ISTDP، هر فرد بر اساس ظرفیت هیجانی و ساختار شخصیت خود، بهگونهای خاص به تعارضات روانی پاسخ میدهد. افرادی با ساختارهای منسجم، قادر به تحمل اضطراب ناشی از احساسات سرکوبشده هستند، در حالی که افراد آسیبپذیرتر ممکن است دچار علائم روانتنی، اختلالات اضطرابی یا مشکلات بینفردی شوند.
2) اضطراب بهعنوان شاخص درمان
اضطراب نهتنها نشانه اختلال، بلکه راهنمای درمانگر است. بروز اضطراب در شکلهای گوناگون (تنگی نفس، تنش عضلانی، اختلال بینایی) نشان میدهد بیمار در برابر کدام احساس یا دفاع مقاومت دارد.
3) دفاعهای روانی
مراجعان اغلب برای گریز از مواجهه با احساسات دردناک، از دفاعهای روانی مانند انکار، شوخطبعی، عقلانیسازی، فرافکنی یا سرکوب استفاده میکنند. درمانگر در ISTDP این دفاعها را شناسایی کرده، آنها را به آگاهی بیمار میآورد و بهتدریج او را آماده میسازد تا از پشت این دیوارها عبور کند.
4) احساسات اصلی (Core Emotions)
احساساتی نظیر خشم، غم، عشق، سوگ یا نیاز به صمیمیت، بهعنوان احساسات اصلی در ISTDP شناخته میشوند. این احساسات در کودکی ممکن است سرکوب شده باشند و به دلیل تعارض با ارزشهای درونی یا ترس از طرد والدین، پنهان باقی بمانند. بازیابی و تجربه مجدد این احساسات در بستر امن درمان، کلید تغییر پایدار محسوب میشود.
فرآیند درمان در ISTDP
درمان در ISTDP بهصورت فشرده و با جلسات منظم اجرا میشود. جلسه آغازین معمولا به شناسایی سطح اضطراب، دفاعها و ظرفیت هیجانی مراجع اختصاص دارد. در ISTDP، رابطه درمانگر–مراجع یک ابزار درمانی قدرتمند است. درمانگر با صراحت و دلسوزی، مقاومتها را آینهوار نشان میدهد و بستر ایمنی برای تجربه هیجانات فراهم میکند.
در ادامه، درمانگر به شکل فعال، از تکنیکهای زیر استفاده میکند:
- تمرکز (Focusing): کمک به بیمار برای ماندن در لحظه و بررسی احساساتی که از آنها فرار میکند.
- رویارویی (Confrontation): آگاهسازی مراجع نسبت به دفاعهایش و اثرات آنها.
- فشار (Pressure): تشویق بیمار به کاوش هیجانات و بیان احساسات واقعی.
- انسجام (Linking): ایجاد ارتباط بین الگوهای کنونی و تجربیات گذشته.
- پیشروی به سمت احساسات (Breakthrough to Feelings): لحظهای که مراجع از پشت دیوار دفاعها عبور میکند و به هیجان خالص دست مییابد.
کاربردهای بالینی ISTDP
- اختلالات شخصیت (مرزی، اجتنابی، وابسته)
- افسردگی مزمن و مقاوم
- اختلالات اضطرابی (پانیک، اضطراب فراگیر)
- اختلالات روانتنی (درد مزمن، سندرم روده تحریکپذیر، میگرن)
- اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
- مشکلات بینفردی و تعارضهای زناشویی
بررسی مزایا و چالشهای رویکرد ISTDP
| مزایا | چالشها |
|---|---|
| اثربخشی در کوتاهمدت | نیاز به درمانگر با مهارت بالای ISTDP |
| تمرکز بر ریشههای هیجانی | احتمال بروز واکنشهای شدید هیجانی در بیمار |
| ایجاد تغییرات عمیق و پایدار | مناسب نبودن برای ساختارهای روانی شکننده |
| بهبود عملکرد بینفردی و شغلی |
جمعبندی
روش روانپویشی کوتاهمدت فشرده (ISTDP)، با تمرکز بر آزادسازی هیجانات سرکوبشده و تحمل اضطراب، ابزار قدرتمندی برای درمان اختلالات پیچیده و مزمن است. اجرای موفق این روش نیازمند درمانگران آموزشدیده و بهرهگیری از تکنیکهای ساختاریافته است تا تغییرات عمیق و پایدار در فرد رخ دهد.



