اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) و اختلالات مرتبط: علائم و درمان

انواع وسواس فکری عملی

اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) تنها محدود به شست‌وشو یا تمیزی نیست و می‌تواند شامل طیف گسترده‌ای از افکار مزاحم و رفتارهای اجباری باشد که زندگی روزمره را مختل می‌کنند. این اختلال، همراه با اختلالات مرتبط مانند بدریخت‌انگاری بدن، کندن مو و پوست، و اختلال احتکار، چالش‌های جدی روان‌شناختی و اجتماعی را برای مبتلایان ایجاد می‌کند.

در این مقاله، با رویکردی جامع و علمی به بررسی این اختلالات پرداخته و دلایل، علائم و الگوهای رایج آن‌ها را مرور خواهیم کرد. هدف ما ارائه اطلاعات کاربردی برای درک بهتر این اختلالات و یافتن راهکارهای مؤثر برای مدیریت آن‌ها است.

اختلال وسواس فکری-عملی چیست؟

اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) نوعی اختلال روانی است که با ترکیبی از افکار وسواسی و رفتارهای اجباری مشخص می‌شود. این شرایط معمولاً منجر به اضطراب و ناراحتی شدید در فرد می‌شود.

دو عنصر اصلی اختلال وسواس فکری-عملی:

  1. افکار وسواسی: افکار، تصاویر یا ایده‌هایی هستند که به صورت مکرر و ناخواسته در ذهن فرد ظاهر می‌شوند. این افکار معمولاً ناخوشایند بوده و کنترل آنها برای فرد دشوار است. برای مثال، نگرانی شدید درباره آلودگی یا تماس با میکروب می‌تواند منجر به استرس زیادی شود.
  2. رفتارهای اجباری: اقداماتی که فرد برای کاهش اضطراب ناشی از افکار وسواسی انجام می‌دهد. این رفتارها اغلب تکراری و زمان‌بر هستند و می‌توانند زندگی روزمره فرد را مختل کنند. به عنوان مثال، فردی که نگران آلودگی است ممکن است دست‌های خود را به طور مکرر بشوید، اما این کار معمولاً اضطراب او را کاهش نمی‌دهد.

برای تشخیص این اختلال حضور یکی از این نشانه ها یا افکار وسواسی و یا رفتارهای اجباری کافی است اما معمولا هر دو این عناصر میتواند در فرد دیده شود. این علائم و رفتارها حداقل باید به مدت یکساعت در روز وقت فرد را بگیرند و یا موجب اختلال در فعالیت های روزمره او شوند.

انواع الگوهای اختلال وسواس جبری (OCD)

این اختلال در کودکان، نوجوانان و بزرگسالان به اشکال مختلفی ظاهر می‌شود. چهار الگوی عمده آن عبارتند از:

  1. الگوی آلودگی و پاکی: شایع‌ترین الگوی اختلال وسواس، وسواس آلودگی است. در این حالت، فرد به طور مداوم از آلودگی هراس دارد و برای کاهش اضطراب، به شست‌وشوی افراطی یا اجتناب از اشیایی که تصور می‌کند آلوده هستند، روی می‌آورد. این رفتارها معمولاً تکراری و زمان‌بر بوده و اضطراب رایج‌ترین واکنش هیجانی فرد در مواجهه با آلودگی است. افراد مبتلا به این نوع وسواس معتقدند که آلودگی حتی با کوچک‌ترین تماس، از طریق افراد یا اشیاء به دیگران منتقل می‌شود.
  2. وارسی و تردید مرضی: دومین الگوی شایع وسواس، وسواس تردید است که معمولاً با رفتارهای عملی همچون وارسی و بررسی مکرر همراه می‌شود. این نوع وسواس با احساس خطر و ناامنی دائمی همراه است؛ به عنوان مثال، فرد ممکن است نگران باشد که اجاق گاز را خاموش نکرده است و برای اطمینان، چندین بار به خانه بازگردد و آن را بررسی کند. افراد مبتلا به این الگوی وسواس دائماً نسبت به اعمال روزمره خود دچار تردید هستند. آن‌ها از فراموش کردن کارها یا انجام اشتباه یک عمل ساده هراس دارند و همین موضوع باعث می‌شود مدام احساس گناه و اضطراب را تجربه کنند.
  3. افکار مزاحم و ممنوعه: سومین الگوی شایع در اختلال وسواسی جبری، افکار وسواسی مزاحم است که بدون انجام هیچ‌گونه عمل اجباری همراه است. این افکار معمولاً به صورت تکراری و ناخوشایند در ذهن ظاهر می‌شوند و اغلب شامل موضوعات خشونت‌آمیز یا جنسی هستند. اگرچه این افکار تنها در حد فکر باقی می‌مانند، اما فرد مبتلا از احتمال به واقعیت پیوستن آن‌ها دچار ترس و اضطراب شدید می‌شود.این افکار مزاحم می‌توانند فرد را به شدت پریشان کنند و کیفیت زندگی او را کاهش دهند. تحقیقات نشان داده است که در افراد مبتلا به وسواس با این الگوی خاص، خطر افکار یا اقدام به خودکشی به طرز قابل توجهی بالاست، که نشان‌دهنده اهمیت درمان و مداخله زودهنگام است.
  4. تقارن و نظم: چهارمین الگوی شایع در اختلال وسواسی جبری، لزوم رعایت تقارن و دقت افراطی است. در این الگو، فرد احساس نیاز شدیدی به ایجاد تقارن یا نظم دقیق در همه امور دارد، که می‌تواند منجر به کندی وسواسی در رفتارها شود.این افراد ممکن است زمان زیادی را صرف انجام کارهای روزمره کنند؛ به طور مثال، صرف یک وعده غذا یا آماده شدن برای خروج از خانه می‌تواند ساعت‌ها طول بکشد. کندی در رفتار ناشی از تلاش برای انجام کارها به شکلی دقیق و مطابق با استانداردهای ذهنی‌شان است، که نه تنها زمان‌بر است بلکه باعث ایجاد استرس و اختلال در زندگی روزمره آن‌ها می‌شود.

علت بروز وسواس جبری OCD

اگرچه علت دقیق این اختلال هنوز مشخص نیست، تحقیقات نشان می‌دهند که عوامل ژنتیکی و محیطی می‌توانند در بروز آن نقش داشته باشند:

  • ژنتیک: سابقه خانوادگی اختلالات روانی، به ویژه OCD، می‌تواند خطر ابتلا را افزایش دهد.
  • عوامل محیطی: تجربیات استرس‌زا یا آسیب‌زا مانند از دست دادن عزیزان، حوادث ناگوار یا سوءاستفاده‌های روانی و جسمی.

اختلالات روانی مرتبط با رفتارهای وسواسی و اضطرابی

اختلالات روانی مختلفی وجود دارند که با رفتارهای وسواسی و اضطرابی همراه هستند، به‌ویژه در زمینه نگرانی‌های ظاهری. اختلالاتی مانند اختلال بد شکلی بدن (BDD)، اختلال احتکار، اختلال کندن مو و اختلال کندن پوست، نمونه‌هایی از این اختلالات هستند که در آنها فرد دچار افکار و رفتارهای تکراری و غیرقابل کنترل می‌شود. این اختلالات، که به‌ویژه در دسته اختلالات وسواسی-اجباری (OCD) قرار می‌گیرند، بر سلامت روان و روابط اجتماعی فرد تأثیر می‌گذارند و زندگی او را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند. در این بخش، به بررسی این اختلالات و ارتباط آنها با ویژگی‌های وسواسی پرداخته می‌شود.

اختلال بد شکلی بدن (Body Dysmorphic Disorder) چیست؟

اختلال بد شکلی بدن (Body Dysmorphic Disorder یا BDD) یک اختلال روانی است که فرد به طور مداوم نسبت به وضعیت ظاهری خود احساس نگرانی و اضطراب دارد. افراد مبتلا به این اختلال معمولاً تصویری غیرواقعی و اغراق‌آمیز از نقص‌های ظاهری خود دارند و ممکن است سال‌ها بر روی این نقص‌ها تمرکز کنند. این نگرانی‌ها می‌توانند به صورت اضطراب، افسردگی و کاهش کیفیت زندگی ظاهر شوند. افراد مبتلا به BDD اغلب بخش‌هایی از بدنشان مانند صورت، پوست یا بدن خود را ناقص می‌بینند، حتی اگر این نقص‌ها واقعی نباشند.

افراد مبتلا به اختلال بد شکلی بدن ممکن است رفتارهای وسواسی مانند بررسی مکرر در آینه، پنهان کردن نقص‌های ظاهری، اجتناب از موقعیت‌های اجتماعی و حتی جراحی‌های زیبایی مکرر را انجام دهند.

اختلال احتکار (Hoarding Disorder) چیست؟

اختلال احتکار (Hoarding Disorder) یک اختلال روانی است که فرد به طور مکرر اشیاء اضافی جمع‌آوری می‌کند و نمی‌تواند آنها را دور بیندازد. این رفتار می‌تواند منجر به شلوغی و آشفته شدن محیط زندگی و در نتیجه مشکلاتی برای سلامت جسمی و روانی فرد ایجاد کند. افراد مبتلا به این اختلال، اضطراب شدیدی از دست دادن اشیاء خود دارند و معمولاً از دور ریختن آنها خودداری می‌کنند. این اختلال می‌تواند روابط اجتماعی و عملکرد روزمره فرد را تحت تأثیر قرار دهد.

اختلال کندن مو (Trichotillomania) چیست؟

اختلال کندن مو (Trichotillomania) یک اختلال روانی است که در آن فرد به طور غیرقابل کنترل موهای خود را می‌کند. این رفتار معمولاً به منظور کاهش اضطراب یا ایجاد آرامش انجام می‌شود و می‌تواند به ریزش قابل توجه مو و آسیب به پوست منجر شود. افرادی که مبتلا به این اختلال هستند، پس از کندن مو احساس آرامش می‌کنند، اما ممکن است پس از مدتی اضطراب بیشتری احساس کنند و به این رفتار ادامه دهند.

اختلال کندن پوست (Skin Picking Disorder) چیست؟

اختلال کندن پوست (Skin Picking Disorder) یا Dermotillomania، یک اختلال روانی است که فرد به طور غیرقابل کنترل پوست خود را می‌کند یا خراش می‌دهد. این رفتار می‌تواند به منظور کاهش اضطراب یا استرس انجام شود و منجر به آسیب‌های جدی به پوست شود. افراد مبتلا به این اختلال، با وجود تلاش برای کنترل این رفتار، قادر به متوقف کردن آن نیستند. اختلال کندن پوست می‌تواند باعث ایجاد زخم، جای زخم و عفونت‌های پوستی شود و معمولاً با احساسات منفی مانند اضطراب و افسردگی همراه است.

خلاصه کلام

اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) و اختلالات مرتبط با آن مانند اختلال بد شکلی بدن (BDD)، اختلال کندن مو، اختلال کندن پوست و اختلال احتکار، نمونه‌های بارزی از چالش‌های روان‌شناختی هستند که می‌توانند زندگی افراد را به‌طور جدی تحت تأثیر قرار دهند. این اختلالات با افکار وسواسی، رفتارهای اجباری و نگرانی‌های مداوم همراه بوده و کیفیت زندگی، روابط اجتماعی و عملکرد روزمره افراد را مختل می‌کنند.

درک بهتر این اختلالات، شناسایی علائم و آگاهی از تأثیرات آن‌ها می‌تواند گامی مؤثر در جهت کاهش برچسب‌های منفی و ارتقای سلامت روان باشد. از سوی دیگر، بهره‌گیری از روش‌های درمانی علمی و مؤثر نظیر روان‌درمانی، رفتاردرمانی شناختی (CBT) و در مواردی مداخلات دارویی، می‌تواند به مدیریت این اختلالات و بهبود زندگی افراد کمک کند.

اختلالات وسواسی-اجباری یادآور این هستند که اضطراب و استرس می‌توانند به شکل‌های مختلفی ظاهر شوند و لازم است با دیدی علمی، حمایتی و آگاهانه به آنها پرداخته شود. توجه به این مسائل نه‌تنها به درمان و پیشگیری کمک می‌کند، بلکه به ایجاد جامعه‌ای سالم‌تر و همدل‌تر نیز منجر خواهد شد.

 

سوالات متداول

وسواس فکری چیست؟

وسواس فکری (Obsessive Thoughts) به نوعی از اختلالات روان‌شناختی گفته می‌شود که در آن فرد افکار، تصاویر یا تمایلاتی ناخواسته، تکراری و آزاردهنده را تجربه می‌کند.
این افکار معمولاً باعث نگرانی، اضطراب یا پریشانی شدید می‌شوند و فرد نمی‌تواند به راحتی آن‌ها را از ذهن خود خارج کند. وسواس فکری معمولاً با اختلال وسواس فکری-عملی (Obsessive-Compulsive Disorder یا OCD) مرتبط است.
مثال: افکار مرتبط با تقارن یا نظم بیش از حد، نگرانی مداوم از آسیب رساندن به دیگران یا خود.

وسواس عملی چیست؟

وسواس عملی (Compulsive Behaviors) به رفتارها یا اعمال تکراری گفته می‌شود که فرد برای کاهش اضطراب ناشی از افکار وسواسی (وسواس فکری) انجام می‌دهد. این اعمال معمولاً احساس اجبار یا نیاز شدیدی به انجام دارند، حتی اگر فرد بداند که غیرمنطقی یا بی‌فایده هستند. وسواس عملی اغلب بخشی از اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) است.
مثال: شست‌وشوی مکرر دست‌ها به دلیل ترس از آلودگی یا میکروب‌ها، بررسی‌های مکرر مثل چندین بار چک کردن درب خانه یا گاز برای اطمینان از بسته بودن آن‌ها.

راه درمان وسواس ocd چیست؟

درمان OCD شامل ترکیبی از درمان شناختی-رفتاری (CBT)، به‌ویژه تکنیک مواجهه و جلوگیری از پاسخ (ERP)، و دارودرمانی با استفاده از مهارکننده‌های بازجذب سروتونین (SSRIs) است. علاوه بر این، مدیتیشن، تمرین‌های ذهن‌آگاهی، و تکنیک‌های آرام‌سازی به کاهش اضطراب کمک می‌کنند. حمایت اجتماعی از طریق گروه‌درمانی و تغییر سبک زندگی مانند ورزش، تغذیه سالم و خواب کافی نیز مؤثر است. در موارد شدید، روش‌هایی مانند تحریک مغزی عمیق (DBS) ممکن است به کار گرفته شود. مراجعه به روان‌پزشک برای تنظیم درمان مناسب ضروری است.

منابع

  • American Psychiatric Association. (2013). Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (5th ed.). Arlington, VA: American Psychiatric Publishing.
  • American Psychiatric Association. (2013). Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (5th ed.).
  • Bandelow, B., Michaelis, K., & Wedekind, D. (2017). Treatment of anxiety disorders. Deutsches Ärzteblatt International, 114(8), 136-141.
  • Goh, K. M., & Sethi, F. (2016). Trichotillomania: An overview of hair-pulling disorder in children. Current Psychiatry Reports, 18(12), 113. DOI: 10.1007/s11920-016-0756-1
  • Hasin, D. S., Sarvet, A. L., et al. (2017). The Epidemiology of Adult DSM-5 Major Depressive Disorder and Its Specifiers in the United States. JAMA Psychiatry, 74(3), 333-343.
  • Nolen-Hoeksema, S., & Davis, C. (2008). Gender Differences in Depression. Current Directions in Psychological Science, 17(5), 259-263.
  • O’Sullivan, M., et al. (2020). The Role of Dermatology in Evaluating and Managing Skin-Picking Disorder. British Journal of Dermatology, 184(6), 1237-1241.
  • Phillips, K. A. (2005). The Broken Mirror: Understanding and Treating Body Dysmorphic Disorder.
  • Tolin, D. F., Frost, K. D., & Steketee, G. (2015). Anxiety and Hoarding Disorder: A Cognitive-Behavioral Perspective. Cognitive and Behavioral Practice, 22(4), 483-491.
  • Woods, D. W., Flessner, C. A., et al. (2006). Trichotillomania: An Overview of Behavioral and Pharmacological Approaches. Hemisphere Press.

حال خوب تو با مشاوران ما

برای حال خوبت، پیج حال خوب رو دنبال کن!

به این مقاله امتیاز چند امتیاز میدی؟

دیدگاهتان را بنویسید