اختلال دو قطبی یکی از شایعترین اختلالات روانی است که افراد را با نوسانات شدید در خلق و خو، انرژی، فعالیت و تواناییهای شناختی مواجه میکند. این اختلال به دو نوع اصلی، یعنی اختلال دو قطبی نوع 1 و نوع 2، تقسیم میشود که هرکدام ویژگیها و علائم خاص خود را دارند. در این مقاله، به بررسی انواع اختلال دو قطبی، علائم شیدایی و افسردگی، تفاوتهای میان انواع مختلف این اختلال و نحوه تشخیص و درمان آن خواهیم پرداخت. همچنین، عواملی که ممکن است به بروز اختلال دو قطبی منجر شوند و راهکارهایی برای مدیریت این اختلال نیز مورد بررسی قرار میگیرند. اگر شما یا کسی از نزدیکان شما با این اختلال مواجه است، مطالعه این مقاله میتواند به شما در درک بهتر این وضعیت و پیدا کردن راههای مؤثر برای مقابله با آن کمک کند.
فهرست مطالب این مقاله
Toggleاختلال دو قطبی چیست؟
اختلال دوقطبی یک اختلال روانی است که با مجموعه ای از نوسانات شدید در خلق و خو، انرژی، فعالیت و عملکردهای شناختی همراه است. اختلالات دو قطبی براساس منابع علمی شامل اختلالات دوقطبی نوع 1،(شیدایی_افسردگی) و اختلال دوقطبی نوع 2 و خلق ادواری (سیکلوتایمی) می باشد.
- اختلال دوقطبی نوع 1: در این نوع اختلال دوقطبی، فرد دست کم تحت تأثیر یک دوره شیدایی یا مانیک قرار میگیرد اما ممکن است دورههای افسردگی نیز وجود داشته باشد. دوره شیدایی میتواند در حدی شدید باشد که نیاز به بستری در بیمارستان وجود داشته باشد. در این نوع فرد حداقل یک اپیزود مانیک را تجربه میکند که میتواند 4 روز تا یک هفته ادامه داشته باشد.
- اختلال دوقطبی نوع 2: در این نوع، فرد حداقل یک دوره افسردگی شدید و یک دوره هیپومانیا(شیدایی خفیف) را تجربه میکند. در این نوع از دوقطبی فرد اپیزود مانیک را تجربه نمیکند و فرد به جای مانیا، هیپومانیا دارد یعنی علائم شبه مانیا که به اندازه مانیای کامل شدید یا تخریب کننده نیست.
- اختلال سیکلوتایمی (Cyclothymic): نوسانات خلقی خفیف که شامل دورههای هیپومانیا و افسردگی خفیف است. این علائم ممکن است برای حداقل دو سال (یکسال در کودکان و نوجوانان) ادامه یابد. در طول این اختلال، علائم هیپومانیا یا افسردگی حداقل به مدت نیمی ازدوسال وجود داشته است یعنی هرگز پیش نیامده که فرد بیش از دو ماه این نشانه ها را به صورت خفیف نداشته باشد.
در ادامه مقاله درباره ی شیدایی، مانیک، هیپومانیا و افسردگی ناشی از یبماری دو قطبی نیز صحبت کرده ایم، همراه ما بمانید.
تفاوت اختلال دو قطبی نوع یک و دو
- افراد مبتلا به دو قطبی نوع دو بیماریشان مزمن تر است.
- تعداد اپیزودها در دوقطبی نوع دو بیشتر است.
- اپیزودهای افسردگی در دوقطبی نوع دو، فراوان تر و طولانی تر است.
- تحقیقات نشان داده است که شروع علائم دوقطبی نوع دو معمولا زودتر است و خطر خودکشی در این افراد بیشتر میباشد.
به صورت کلی میتوان گفت اختلال دوقطبی نوع یک با وجود حداقل یک اپیزود مانیک به مدت حداقل یک هفته تشخیص داده میشود. اما در اختلال دوقطبی نوع دو حضور یا سابقه حداقل یک اپیزود هیپومانیک به علاوه حضور حداقل یک اپیزود افسردگی به مدت حداقل 2 هفته برای تشخیص لازم و ضروری است و در این نوع هرگز اپیزود مانیک وجود ندارد.
علائم اصلی اختلال دوقطبی چیست؟
برای تشخیص دقیق، فرد باید حداقل یک دوره شیدایی (مانیا) یا هیپومانیا را تجربه کرده باشد. نشانههایی که باید در نظر گرفته شوند شامل تغییرات قابل توجه در خلق (شیدایی یا افسردگی)، تغییر در سطح انرژی و فعالیت، و اختلال در تواناییهای عملکردی روزمره است. علاوه بر همه این ها گاهی اوقات، برای رد کردن سایر اختلالات یا مشکلات پزشکی (مانند اختلالات هورمونی یا عصبی) ممکن است تستهای آزمایشگاهی یا تصویربرداری انجام شود تا تشخیص اختلال دوقطبی از دیگر اختلالات پزشکی متمایز شود.
نشانه های دوره شیدایی در اختلال 2 قطبی:
دوره های شیدایی یا مانیک یک دوره خلقی بالا و شاداب با هیجان و سرخوشی فراوان است که فرد در این دوره اغلب پرتحرک، پرحرف و برآشفته است؛ این علائم باید حداقل یک هفته ادامه داشته باشد، از نشانه های بارز آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- خلق بالا: فرد در این دوره احساس خوشحالی، شادی یا سرخوشی زیادی را تجربه میکند.
- افزایش انرژی و فعالیت: فرد دارای انرژی فراوان است و فعالیتهای روزانه را با شور و شوق زیادی انجام میدهد.
- کاهش نیاز به خواب: معمولا این افراد خواب کمی دارند یا بیخوابی بدون احساس خستگی را تجربه میکنند آن ها میتوانند بدون نیاز به خوابیدن به فعالیت های مختلف بپردازند و در این دوره همچنان انرژی داشته باشند.
- گفتار سریع و بلند: گفتار آن ها معمولا سریع و بلند است و قطع کردن آن دشوار است که به نام “گفتار پرفشار” شناخته میشود. کلام پرفشار یکی از علائم اصلی مانیا است.
- افکار شتابان و محدودیت ناپذیر: آن ها ممکن است بخاطر ایده هایی که دارند باهوش و یا نابغه بنظر برسند اما حواس این افراد اغلب به راحتی پرت میشود و افکار آن ها سریع و شتابان از ذهنشان میگذرد. با تشدید این حالت فرد امکان دارد قدرت تمرکز خود را از دست بدهد و نتواند پیوسته صحبت کند.
- افزایش فعالیتهای مختلف: در این دوره فرد امکان دارد به فعالیت های مختلفی از جمله رفتارهای پرخطر و یا فعالیت های مختلف مثل شروع پروژههای جدید، مسافرت بدون برنامه و… بپردازد.
- افکار خودبزرگ بینی: محتوای فکر این افراد در این دوره معمولا شامل افکار خودبزرگ بینی و بزرگ منشانه می باشد.
- تحریکپذیری یا خشم: در برخی موارد، فرد ممکن است تحریکپذیر یا پرخاشگر باشد. تحمل سرخوردگی در افراد مانیک اندک است و این باعث بروز خشم و عصبانیت در آن ها میشود. غالبا خلق این افراد سرخوشانه است اما هرچه در سیر بیماری جلوتر میروند تحریک پذیرتر و حساس تر میشوند.
نشانه های دوره افسردگی در اختلال 2 قطبی:
تحقیقات نشان داده اند که علائم دوره های افسردگی در اختلالات دوقطبی مشابه اختلال افسردگی اساسی است اما دوره افسردگی در اختلالات دوقطبی باید به مدت حداقل دو هفته ادامه داشته باشد. شروع دوره های افسردگی در این نوع اختلال اغلب تدریجی است. از نشانه های بارز آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- خلق پایین: فرد در این دوره احساس غم، اندوه و ناامیدی را در اکثر روزها تجربه میکند.
- کاهش انرژی: فرد احساس خستگی مداوم دارد.
- اختلال در خواب: خواب زیاد، یا بیخوابی و یا اختلال در الگوی خواب از علائم این دوره می باشد.
- کاهش یا افزایش اشتها: تغییر در اشتها و عادات غذایی که میتواند منجر به کاهش یا افزایش وزن در فرد شود.
- کاهش تمرکز: مشکل در تمرکز، تصمیمگیری و مختل شدن قضاوت از نشانه های بارز بیماران مبتلا به اختلالات دوقطبی است.
- احساس گناه شدید و مداوم: افراد در این دوره احساس بی ارزشی میکنند و احساس گناه مداوم نسبت به مسائل روزمره و کم اهمیت دارند.
- افکار خودکشی: بیماران مانیک در معرض خطربالای خودکشی هستند و معمولا افراد در این دوره با افکار خودکشی دست و پنجه نرم میکنند.
با توجه به تنوع علائم و تاثیر آن در جنبه های مختلف زندگی فرد تشخیص دقیق و درمان مؤثر تحت نظارت متخصصان سلامت روان ضروری است.
تشخیص بیماری اختلال دوقطبی چگونه انجام میشود؟
تشخیص اختلال دوقطبی معمولاً توسط یک روانپزشک یا روانشناس با استفاده از مصاحبه بالینی، بررسی تاریخچه پزشکی و ارزیابی علائم انجام میشود.در مرحله اول متخصصان سلامت روان معمولاً ابتدا یک مصاحبه کامل انجام میدهند که شامل ارزیابی تاریخچه پزشکی و روانی فرد، علائم و نشانههای فعلی و سابقه خانوادگی اختلالات خلقی است.
ابزارهایی مانند مقیاسهای اندازهگیری و معیارهای DSM-5 (راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی) برای این کار استفاده میشود. بر اساس DSM-5 (راهنمای تشخیص و آمار اختلالات روانی)، برای تشخیص اختلال دوقطبی، فرد باید حتما حداقل یک دوره شیدایی (مانیا) یا هیپومانیا را تجربه کرده باشد.
درمان اختلالات دو قطبی چگونه است؟
تشخیص و درمان اختلال دوقطبی یک فرآیند پیچیده و چندوجهی است که نیاز به همکاری نزدیک بین بیمار، خانواده و تیم درمانی دارد. تشخیص زودهنگام و درمان مناسب میتواند به کیفیت زندگی فرد مبتلا کمک کند تا نوسانات خلقی را به طور مؤثری مدیریت نماید.
معمولا بیماران دچار مانیا نسبت به علائم خود بینش ندارند و از آنجا که اختلال قضاوت، تکانشگری و پرخاشگری روی هم رفته فرد مبتلا یا دیگران را درمعرض خطر قرار میدهد بسیاری از افراد در مرحله مانیا تحت درمان دارویی قرار میگیرند. درنتیجه درمان انتخابی بیماران مبتلا به اختلالات دوقطبی دارودرمانی است. هرچند روان درمانی ها میتوانند یک مکمل ضروری برای درمان باشند تا فرد بیشتر به علائم اختلالات دوقطبی آگاه باشد و بتواند از رفتارهای خطر ساز اجتناب کند و شدت علائم خود را مدیریت کند.
مدیریت اختلال دوقطبی نیازمند آگاهی و برنامهریزی مداوم است. حمایت اجتماعی، پیگیری درمان، و انجام فعالیتهای مختلف میتواند به پیشگیری از عود علائم کمک کند. افراد مبتلا به اختلال دوقطبی باید تحت نظر متخصص سلامت روان به صورت مداوم باشند تا علائم خود را کنترل کنند و از بروز نشانه های جدید مثل افکار خودکشی جلوگیری کنند.
چه عواملی در شکل گیری و بروز اختلالات دوقطبی نقش دارد؟
مطالعات نشان میدهند که داشتن یک یا چند خویشاوند نزدیک که به اختلال دوقطبی مبتلا هستند، احتمال بروز این اختلال را در فرد افزایش میدهد. همچنین تحقیقات نشان میدهد که عوامل ژنتیکی میتوانند تا 80% در بروز این اختلال نقش داشته باشند.
برخی دیگر از تحقیقات نشان دادهاند که عدم تعادل در سیستمهای بیوشیمیایی مغز، به خصوص ناقل های عصبی مانند دوپامین و نوراپینفرین، میتواند به نوسانات خلقی منجر شود. این نوسانات میتواند در نهایت به اختلال دوقطبی منجر شود.
تجربه های سخت و آسیب زننده در زندگی به خصوص در دوران کودکی میتوانند به طور خاص به بروز اختلال دوقطبی منجر شوند. به عنوان مثال، اختلافات خانوادگی با شدت بالا میتواند بروز علائم اختلالات دوقطبی را تسهیل کند.
به طور خلاصه میتوان گفت بروز اختلال دوقطبی نتیجهای از تعامل پیچیدگی میان عوامل ژنتیکی، بیوشیمیایی، محیطی، هورمونی، و ویژگیهای شخصیتی است. شناخت دقیق این عوامل میتواند به تشخیص دقیق و درمان این اختلال کمک کند.
خلاصه مطلب
اختلالات دوقطبی شامل تغییرات شدید در خلق و خو، انرژی و فعالیتهای روزمره هستند و به دو نوع اصلی تقسیم میشوند. این اختلالات با دورههای شیدایی و افسردگی مشخص میشوند. علائم شیدایی شامل افزایش انرژی و تحریکپذیری، و علائم افسردگی شامل ناامیدی و کاهش انرژی است. درمان این اختلالات معمولاً شامل داروها، رواندرمانی و تغییرات سبک زندگی است. با درمان مناسب، افراد میتوانند نشانه های این اختلال را مدیریت کنند و با سازگاری بیشتری نسبت به نوسانات خلق خود زندگی کنند.



